شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٦٠ - امامت ائمه دوازدهگانه
مقصد پنجم بپايان رسيد
المقصد السادس فى المعاد و الوعد و الوعيد و ما يتصل بذلك
مقصد ششم در معاد و وعد و وعيد و آنچه بدان تعلق دارد.
گفتيم كتاب مبنى بر شش مقصد است پنج مقصد در هر يك از اصول دين و يكى در امور عامه و اكنون مقصد ششم است در معاد و بحمد اللّه بآخرين مقصد رسيديم و اميد است بتوفيق خدا باتمام آن موفق شويم كه از همه مهمتر است و اللّه الموفق و هو المعين.
حكم المثلين واحد و السّمع دلّ على إمكان التماثل.
اثبات معاد توقف بر آن دارد كه آفريدن عالم ديگر مانند اين عالم ممكن باشد و بر آن دو دليل آورد، يكى آنكه دو چيز مانند هم در حكم مانند هم هستند و اين دليل عقلى است يعنى اگر وجود اسبى ممكن باشد وجود اسب ديگر مانند او هم ممكن است و چون وجود انسانى ممكن باشد وجود انسان ديگر هم ممكن است و حق آن است كه احتياج برهان بر اين مقدمه و اثبات تماثل نيست چون البته هر عالمى كه ما تصور كنيم بهر وضع و شكلى و آن را با وجود و عدم بسنجيم مىيابيم بالضروره كه نه اقتضاى وجود دارد و نه عدم و محال مانند اجتماع نقيضين و دور و تسلسل و امثال آن از مفهومات باطل است و علامه فرموده اوائل يعنى حكماى پيشين وجود عالمى را مانند اين عالم محال دانستند و مليون بالاتفاق ممكن و باعتقاد مليون اثبات معاد ممكن نيست مگر بوجود عالمى مثل اين عالم معتقد شويم يعنى اجسامى خارج از حيطه آسمانها كه بهشت و جهنم آنجا باشد.
دليل دويم سمع است يعنى قرآن و حديث دلالت بر آن دارد كه خداوند مثل اين عالم خلق تواند كرد «أَوَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ».