شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٩٤ - اختلاف در خلاء
در آب حركت كند پس حركت در هوا سريعتر است از حركت در آب و اگر فرض كنيم جسمى رقيقتر از هوا فضا را پر كرده باشد چنانكه گويند بخار موسوم به هيدروژن شانزده بار رقيقتر است البته حركت در چنين فضا سريعتر خواهد بود و اگر در فضا هيچ مقاومت نباشد بايد متحرك بدون مقاومت در لازمان يعنى در آن واحد بمقصد رسد و اين محال است. و در جواب اين سخن بايد گفت اين دليل محال بودن حركت در خلاء است نه محال بودن خلاء نظير جائى كه بجاى هوا و آب جسم سخت و غير قابل شكستن و گذر كردن باشد نيز حركت محال است نه آنكه وجود جسمى بدان سختى محال باشد همچنانكه حركت در سد آهنين و كوه سنگين محال است از غايت صلابت در خلاء هم محال است از غايت رقت.
اما چون اين بحث جنبه جدلى دارد و قائلان بخلاء حركت در خلا را ممكن دانستند پس اين مناقشه بر آنها متوجه نميشود.
در كتب فلسفه تقرير استدلال چنين كردهاند كه اگر متحرك در فضاى خالى حركت كند سريعتر است مثلا فرسخ را در يك دقيقه ميپيمايد و اگر در جسم غليظ حركت كند مثل آب بطىتر و فرض ميكنيم يك فرسخ را در پنج دقيقه طى كند پنج برابر خلاء آنگاه جسم سيمى فرض ميكنيم كه از آب پنج برابر رقيقتر باشد مثلا هوا و متحرك كه در هوا حركت ميكند بايد مسافت را در يك دقيقه طى كند چون مقاومت هوا بقدر يك خمس مقاومت آب است بفرض، و لازم آيد حركت در خلاء كه معاوقى در مقابل ندارد مساوى حركت در هوا باشد كه معاوق ضعيف دارد و اين غلط است.
ابو البركات بغدادى بدين وجه شبهه كرده است كه براى حركت مطلقا مقدارى زمان بايد فرض كرد مثلا يك دقيقه، پس متحرك در خلاء يك دقيقه مسافت ميپيمايد و در آب اگر پنج دقيقه طى كند در هوا كه خمس آب مقاومت دارد خمس چهار دقيقه يعنى چهل و هشت ثانيه بر حركت در خلاء افزوده ميشود.
و فرض آن است بيشتر يا كمتر بودن نيرو مدخليت در سرعت ندارد. چون جسم بزرگ كه نيروى حركتش بيشتر است بسا با جسم كوچك كه نيرويش كمتر است بيك