شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٩٤ - معنى ايمان و كفر
دليل نقلى بر آن است كه بهشت و دوزخ هم اكنون آفريده شده و موجودند و اين مذهب ابو على جبائى است از معتزله و ابو هاشم و قاضى القضاة گفتند اكنون مخلوق نيستند و پس از اين آفريده شوند. هر دو نادانسته از غيب سخن گفتند ابو هاشم گفتكُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ اگر بهشت و جهنم اكنون موجود باشد بايد فانى شود ما گوئيم شايد بهشت از وجه باشد چون وجه يعنى آنچه به توجه خداى و عنايت او خلق شود نه بوساطت علل مادى جاودان بماند و از ميان نرود و آنچه فانى شود و هلاك شود چيز ديگر است يا شايد مراد از هلاك بىنفع باشد و بىسود ماندن و اگر بهشت خود باقى ماند و اهلش فانى شوند خود بىنفع ماند و باين گونه امور و احتمالات اگر چه معقول است اثبات اعتقاد نتوان كرد و اگر گوئى بهشت و جهنم اگر هستند كجا هستند گوئيم عوالم الهى نامتناهى است و در يكى از عوالم قرار دارند و تحقيق آن بر ما نيست.
[معنى ايمان و كفر]
و الايمان التّصديق بالقلب و اللّسان و لا يكفي الأوّل لقوله تعالى وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ و نحوه و لا يكفى الثاني لقوله تعالىقُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا.
مسأله پانزدهم در ايمان و اسلام
در تفسير ايمان و حد آن سخن بسيار است مصنف فرمايد قوام ايمان از دو جزء است يكى تصديق در دل و ديگر اقرار بزبان، اما تصديق در دل بعلت آن كه اظهار ايمان بزبان بنص قرآن كافى نيست خداى تعالى فرموده:قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا و نيز اعتقاد قلبى بىالتزام ظاهرى كافى نيست چون خداى تعالى در مذمت قومى فرمود:وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ در باطن دل ميدانند حق با اهل ايمان است اما در ظاهر تصديق نميكنند، اما عمل باركان يعنى اعمال دين كه در بعض روايات آمده است كمال ايمان است نه جزء ايمان.
بعض علما از خواجه عليه الرحمه نقل كردند كه ايمان به ظن و تقليد هم صحيح