شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٨ - امكان استعدادى
همچنين يعنى مرغى است بفلان صفت و ماهيت او قابل موجود شدن است. و گاه نسبت بوجود ميدهيم از جهت آنكه نزديك است بوجود يا دور است.
امكان منسوب بماهيت را امكان ذاتى گوئيم و البته معنى اعتبارى است اما امكان منسوب بوجود و نزديكى و دورى آن را امكان استعدادى گوئيم و حكماى اوائل آن را صفتى موجود ميدانستند پيش از آنكه ممكن در وجود آيد و آن را از مقوله كيف ميشمردند.
و ما گوئيم البته آن را عارض موجودى از موجودات پيش ميدانستند نه عارض خود ممكن چون امكان استعدادى انسان نه صفتى است در خود انسان بلكه صفت غذاى پدر و مادر و گياه و حيوان و خاكى است كه مستعد انسان شدن است و آن صفتى حقيقتى و خارجى است و گاه باشد كه زائل شود و جنين مستعد نماند و همچنين تخم گياه صفتى دارد حقيقى كه مستعد روئيدن است و گاه فاسد شود و امكان استعدادى آن زائل شود پس استعدادى امر حقيقى است.
علامه رحمه اللّه گويد امكان صفت اضافى است و بىوجود انسان تعقل نميشود و هر معنى اضافى چنين است همچنانكه پدر بىپسر و برادر بىبرادر تصور شدنى نيست همچنين امكان انسان بىوجود انسان تصور شدنى نيست پس قول حكما صحيح نيست و متأخران گفتند:
امكان استعدادى معنى ديگر است و استعداد معنى ديگر: آن صفت كه در جنين يا در تخم گياه است استعداد است و آن صفت حقيقى است بر خلاف امكان استعدادى كه معنى ذهنى اعتبارى است و از صفات انسان است و حاجى ملا هادى سبزوارى قدس سره در منظومه فرموده است:
قد يوصف الامكان باستعدادى
و هو بعرفهم سوى استعداد