شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٧٤ - اعاده معدوم محال است
مىآيد يعنى اينكه تازه پيدا شده هم بازگشته است (چون در زمان دويم است) و هم بازنگشته (زيرا كه در زمان اول است نه در زمان دويم). اين ترجمه عبارت شرح علامه عليه الرحمه است و ما بر آن اقتصار كرديم زيرا كه مختصرتر و واضحتر اين مسأله را بيان فرموده است.
و يلزم التّسلسل في الزّمان.
دليل بر اينكه زمان گذشته برنمىگردد آنكه اگر زمان بازگردد دويم او غير اول است نه آنكه ماهيت آن غير اول باشد يا وجود او يا صفات وجودى او غير اول بلكه آن اولين پيشتر است و دويمى پستر يا آن زمان در زمان ديگر بود و اين زمان بازگشته در زمان ديگر است پس براى زمان زمانى ثابت ميشود و چون همين ادعا را تكرار كنيم تسلسل در زمان لازم آيد.
و الحكم بامتناع العود لأمر لازم للماهيّة.
بعضى مردم گفتند اعاده معدوم ممكن است و علتى براى محال بودن آن نيست زيرا كه اول موجود شد و اگر محال بود اول موجود نميشد وجود بار دويم پس از معدوم شدن براى همان ماهيت البته محال نيست و مستلزم محال هم نيست مگر مانع خارجى و عرضى مستلزم محال شود و ما ميگوئيم با فرض نبودن موانع اعاده معدوم ممكن است نه با موانع.
مصنف جواب داد كه بازگشتن زيد محال است اما وجود او بار اول محال نبود چونكه در بازگشت قيدى لازم است و اين قيد آن را محال كرد و دفعه اول اين قيد نداشت تا محال باشد مثلا در حال اول زيد انسانى مشخص بود غير مربوط بسابق و لاحق و در حال بازگشت زيد است با اين قيد كه پيشتر بود و معدوم شد و وجود او در حال دوم مربوط است بحال اول با اينكه بين اين دو حال معدوم بود و اين قيد سبب محال بودن آن گشته است و مانع عرضى نيست كه بتوان فرض رفع آن كرد.
آنها كه اعاده معدوم را ممكن ميشمارند براى آنست كه انكار آن را مساوق انكار