شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٣٤ - در تعريف علم و اقسام آن
آن را رد كرده است و ما گوئيم سخن اين گوينده منافى متن است و كلام خواجه عليه الرحمه نيز مؤيد همين است. شارح علامه فرمود بسيارى از مردم در قياس صحيح نظر ميكنند و بنتيجه آن يقين نميكنند و نبايد گفت قياس صحيح منتج بنتيجه صحيح نيست همچنين اگر بعضى مردم از قياس باطل گمراه نشود نبايد گفت قياس باطل منتج نتيجه باطل نيست و اگر گويند قياس صحيح منتج نتيجه صحيح است براى كسى كه مقدمات را صحيح بداند ما هم در قياس گوئيم منتج نتيجه باطل است براى كسى كه مقدمات را صحيح بداند انتهى.
و ما گوئيم بر فرض آنكه مقدمات قياس باطل باشد و كسى آن را صحيح بداند باز لازم نيست نتيجه آن باطل باشد چنانكه در مثال بالا گفتيم انسان جماد است و جماد سخن ميگويد پس انسان سخن ميگويد. در شوارق از امام نقل كرده است كه از نظر كردن در قياس فاسد جهل لازم آيد و آن را رد كرده است بنظير آنچه ما گفتيم.
و حصول العلم عن الصّحيح واجب.
علمى كه از نظر و استدلال بدست آيد امرى است حادث و سبب دارد و اختلافى كه در هر سبب و حادث هست در آن هست اشاعره گويند هيچ چيز سبب هيچ چيز نيست و عادة اللّه جاريست كه پس از وجود آتش حريق را در پنبه ايجاد كند و آتش سوزنده نيست همچنين نظر و استدلال سبب نتيجه نيست بلكه عادة اللّه است كه چون كسى بمقدمات يقين كند خداى تعالى هم علم به نتيجه را در ذهن او ايجاد فرمايد. معتزله گويند حوادث واگذار شده باسباب است و نتيجه از مقدمات ميتراود و فعل خدا نيست نعوذ باللّه و بنظر حكما مقدمات علل و اسباب معده است نه فاعل و علم بنتيجه مانند ديگر حوادث از عالم غيب بر مواد افاضه ميگردد و افاضه آن در حكمت الهى واجب است و شدنى و تخلفناپذير.
و لا حاجة إلى المعلم.