شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٩٤ - الثانى فى صفاته
واحد اجتماع نميكنند و جواب همه آن است كه محال بودن دليل عجز نيست و معروف است ابى اللّه ان يجرى الامور الا باسبابها خداى تعالى ابا كرد از اينكه كار بغير اسباب طبيعى انجام پذيرد و كار بىاسباب محال ذاتى نيست اما مجوس گفتند خير كار خدا است و شر كار شيطان و اگر مقصود اين باشد كه خدا قدرت بر شر ندارد صحيح نيست و اگر مقصود آن است كه با وجود قدرت كار شر از او صادر نميشود صحيح است و از اين جهت كه آن را نسبت بفعل شيطان ميدهند صحيح نيست و فلاسفه كه گفتند الواحد لا يصدر عنه الا الواحد هم اگر مقصودشان عجز خدا است صحيح نيست و اگر مقصود آن است كه موافق نظام اسباب طبيعى و مصلحت كه خود در نظم جهان بعنايت تامه خود مقدر فرمود عقل را در مرتبه اول خلقت مقدم بر همه آفريد صحيح است همچنانكه هر علت طبيعى را پيش از معلول آفريد مثلا روز را روشن ساخت بآفرينش خورشيد و خورشيد را روشن نساخت بآفرينش روز و نفوس مردم را آفريد پس از تمام خلق بدن و امثال آن از ساير اسباب و مسببات و عقل را هم آفريد مقدم بر همه چيز نه براى عجز از خلقت ديگر. و نيز خلقت جهان تفويض بعقل يا موجود ديگر نكرد زيرا كه لا مؤثر فى الوجود الّا اللّه و من در هيچ كتاب حكمت نخواندم و از هيچ كس نشنيدم كه حكيمى گفته باشد خداى تعالى از آفرينش غير عقل عاجز بود و بسيار شنيدم كه «لا مؤثر فى الوجود الا اللّه» و خواجه عليه الرحمه پيش از اين بقاعده الواحد لا يصدر عنه الا الواحد تصريح فرموده (در صفحة ١٢٤- ١٢٦) گذشت و بهمنيار در تحصيل صريحا گويد:
فان سألت الحق فلا يصح ان تكون علة الوجود الا ما هو برىء من كل الوجه من معنى ما بالقوة و هذا هو صفة الاول تعالى لا غير اذ لو كان تقييد الوجود بما فيه معنى ما بالقوة سواء كان عقلا او جسما كان للعدم شركة في افادة الوجود و كان لما بالقوة شركة في اخراج الشىء من القوة الى الفعل انتهى. از اين عبارت تحصيل واضح ميشود كه هيچ چيز غير خدا تأثير در ايجاد هيچ ندارد عقل اول را كه اول صادر دانند طعن بر كلام مزبور يا از كسانى است كه با اين معانى آشنا نيستند يا كسانى كه ترسيدند عامه مردم از آن عجز خداوند يا تفويض خلقت بعقل بفهمند و