شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٠ - حادث و قديم
باشيم البته بخواندن صرف بطريق اولى رسيدهايم و اين معنى در همه اقسام تقدم هست.
اما آنكه معنى تقدم مشكك است در بعض اقسام شديدتر و در بعضى ضعيفتر براى آنكه تقدم علت بر معلول مانند حركت دست بر انگشترى شديدتر است از تقدم جزء بر كل و تقدم جزء بر كل شديدتر است از تقدم زمانى در غير علت و معلول و تقدم زمانى اولى است از تقدم رتبى و اينها همه شديدتر است از تقدم بشرف.
و ميتوان گفت از جهت ظهور و تنبه عرفى و نزديك بودن بذهن عوام تقدم زمانى مقدم است پس از آن تقدم رتبى و مكانى و پس از آن تقدم بشرف و فضيلت، و تقدم طبعى و تقدم علت بر معلول مانند يكديگرند گرچه در حقيقت معنى تقدم علت بر همه مقدم است و در معنى عبارت (تنحفظ الاضافه آه) خلاف است علامه فرمود مراد از (انواعه) انواع تشكيك است يعنى هر تقدمى مانند عليت كه از تقدم ديگر مانند تقدم طبعى قوىتر باشد در همه انواع تشكيك قوىتر است و صاحب شوارق گويد مراد انواع تقدم است، يعنى هر چيزى بر ديگرى مقدم است در انواع پنجگانه تقدم ناچار مؤخر از او هم همان حكم مقدم دارد مثلا وقتى گفتيم علت در مقدم بودن قويتر است بايد بگوئيم معلول نيز در مؤخر بودن قويتر است. و چون گوئيم سعدى در شاعرى مقدم بر عنصرى است بايد بگوئيم عنصرى در شاعرى مؤخر است و هكذا. و تفسير ملا عبد الرزاق بنظر ظاهرتر است.
و مراد از مضافين شايد تأخر و معيت باشد.
و خوانندگان بدانند شماره مسائل در شرح علامه رحمه اللّه و شرح ملا عبد الرزاق برابر هم نيست و اين عبارت در مسأله بيست و ششم شوارق است.
و حيث وجد التّفاوت امتنع جنسيّته.
جنس جزء ماهيت انواع است چنان كه اهل منطق ميدانند و معنى مشكك ممكن نيست جزء حقيقت باشد پس تقدم براى انواع پنجگانه عرض است و جنس آنها نيست.