شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٨ - حركت و احكام آن
و بعضى گفتند وجودى است و با حركت تقابل تضاد دارد چون سكون بمعنى حفظ نسبت است و ماندن بهر حالى كه بوده است و صاحب كتاب اين قول را اختيار كرده.
يقابل الحركتين.
شارح علامه فرمود در اين عبارت دو احتمال است يكى آنكه سكون در مقابل دو حركت است هم حركت از مبدأ بمنتها و هم حركت از منتها بمبدا چون هر دو حركت ضد سكون است بر خلاف گروهى كه گفتند سكون ضد حركت از مبدأ بمنتهى است اما سكون در منتهى ضد اين حركت كه بانجام رسانيده نيست چون اين سكون كمال و غايت حركت است و غايت چيزى ضد آن نخواهد بود، اما بنابراين مناسبتر بود بفرمايد الحركة تقابل السكونين و شرح آن در فصل هفتم از مقاله چهارم شفا است.
احتمال ديگر آنكه سكون هم ضد حركت مستديره است و هم ضد حركت مستقيمه چون در هيچ يك از اين دو حركت نسبت محفوظ نمىماند.
و في غير الأين حفظ النّوع.
سكون در حركت أينى و انتقال از مكانى بمكانى ديگر بمعنى حفظ نسب معلوم است اما در غير حركت أينى مانند حركت در كم و كيف آن است كه آنچه دارد نگاهدارد نه شخص آن را مثلا اگر سياهى بسياهى ديگر تبديل شود بهمان درجه نه شديدتر و و نه ضعيفتر باز سكون است.
و يتضادّ لتضادّ ما فيه.
شايد سكونى با سكون ديگر ضد باشند و تضاد آنها براى تضاد مكان يا وضع يا مقوله ايست كه سكون در آن واقع شده است مثلا بودن در مكان بالا ضد سكون در مكان پائين است اما خود ساكن با ساكن ديگر اگر ضد باشند سكونشان ضد نيست مثلا سكون و ثبات سياهى ضد ثبات سفيدى نيست همچنين مكان با مكان تضاد ندارد و زمان