شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٣٨ - خلقت و آغاز آن
از لوازم فكر اويند و نظام گفت[٢] انسان چيزى است در همه بدن سارى مانند آب در گل و فعل انسان حركاتى است كه در بدن خود حاصل ميشود و اعتقادات و اراده هم از حركات قلب است و هر چه جدا از بدن انسان پديد آمد مانند خط و مصنوعات فعل خدا است بطبيعت محل، و ثمامه گفت فعل انسان آن است كه در محل قدرت او ايجاد ميشود مثلا حركات اعضا و شكستن چوب و آنچه در غير محل قدرت پديد آمد فعلى است كه فاعل ندارد.
و ما گوئيم با اينكه اباطيل و خزعبلات در اين سخنان بسيار است از همه غير معقولتر فعل بىفاعل است كه ثمامه اشرس گفته است و پس از آن كسى كه بطبيعت محل نسبت فعل دهد مانند معمر و نظام.
خلقت و آغاز آن
- بمناسبت فعل مباشر و متولد و آنكه كدام فعل بنده است و كدام كار خدا اشاره باين نكته بايد كرد كه ساير ملل خصوص يهود عنايتى مينمودند كه آغاز خلقت چگونه بود و تاريخى براى آن معين ميكردند نزديك پنجهزار سال و سرگذشتى و حكماى پيشين هر يك وجهى گفتند و تا امروز اين بحث ميان فلاسفه جديد پايان نيافته اما متكلمين اسلام هيچيك از مسائل خلق و كيفيت پيدايش آنها را جزء علم كلام نياوردند و آن را باهل تفسير و حديث واگذاشتيد چون مطلبى كه بدليل عقلى يا نقلى متواتر ثابت نشود از آن يقين حاصل نميگردد و چيزى كه يقينى نيست جزء اصول عقايد نبايد شمرد اگر نص قرآن يا حديث متواتر در امرى از تكوينيات يافتيم مضمون آن را قبول ميكنيم يا حكماى پيشين از روى تجربه و دليل عقل ثابت كنند مىپذيريم و اگر بىدليل باشد نميپذيريم چون عادت حكماى سابق و فلاسفه امروز هست كه بفرض و احتمال و امارات غير يقينى نظرى درباره خلقت اشياء ميدهند مثلا همه سيارات از خورشيد جدا شدند گاهى دليل قطعى بر آن يافت نميشود و گاه دليل قطعى دارد مثلا خلقت عقل مقدم بود بر خلقت جسم از آنها مىپذيريم.
[٢]و نظام بصيغه مبالغه همان است كه جسم را مركب از اجزاء لا يتجزى غير متناهى ميداند و اقوال آنان در كتاب ملل و نحل مشروح است.