شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٨٩ - طريقه اثبات نبى
و ميوه دادن دلالت آن ظاهرتر است.
مراد از خرق عادت كه در كلام مؤلف تكرار شده آن است كه نوادر طبيعت هميشه خرق عادت نيست گرچه خلاف معتاد است مانند طفلى كه سه پا داشته باشد يا چشمش بالاى سرش قرار گرفته چون نوادر هم فى الجمله موافق عادت است اما بايد بدانيم كه امر خارق العاده مربوط با دعاى پيغمبر است و خدا براى تصديق او اظهار كرده است نه آنكه اتفاقا مقارن دعوى بوده است.
علامه رحمه اللّه پنج شرط كرده است (١) آنكه امت از مانند آن يا چيزى نزديك بآن عاجز باشند و معنى آن بر نويسنده معلوم نيست چون نزديك بمعجزه اگر معتاد باشد و خرق عادت نباشد توانستن آن دليل توانستن اصل معجزه نيست (٢) دوم آنكه از جانب خداى تعالى يا بفرمان او باشد و مقصود آن هم بر اين بنده مجهول است چون همه چيز بفرمان خداست و اگر مقصود آن است كه سبب ظاهر نداشته تا مجازا نسبت بآن سبب دهند گفتيم اين شرط در معجزه نيست (٣) سيم آنكه در زمان تكليف باشد نه نزديك قيامت كه اوضاع جهان بهم ميخورد و عادات شكسته ميشود (٤) آنكه بقرائن معلوم باشد كه متعلق بدعوت پيغمبر است (٥) آنكه خارق عادت باشد.
و قصّة مريم و غيرها تعطى جواز ظهورها على الصّالحين.
مسأله پنجم در كرامات يعنى خوارق عادت كه از دست غير پيغمبران ظاهر شود.
مردم اختلاف كردند گروهى از معتزله ظهور كرامات را از غير پيغمبر كه دلالت بر فضائل و منقبت آنان كند جائز ندانستند و هم جائز ندانستند بر دست مدعيان دروغگو خرق عادت بر ضد دعوى آنها ظاهر شود مانند مسيلمه كذاب كه گفتند در چاه آب دهان بيند از تا ببركت آن آب چاه افزوده شود او آب دهان انداخت و خشك شد. ابو الحسين و جماعت ديگر از معتزله و اشاعره كرامات را جائز دانستند چنانكه در قرآن كريم از مريم نقل كرده است طعام براى او حاضر ميشد و آصف برخيا عرش ملكه سبا را از يمن بشام آورد و نيز از امير المؤمنين على عليه السّلام و ائمه ديگر عليهم السّلام كرامات بسيار متواتر است: