شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٨٥ - معصوم بودن پيغمبران
و عقاب و سراى آخرت و بقاى روح باشد و با آنكه خود اين مسأله از اهم مسائل است و دانستن آن فضل بزرگى است، در آن لطفى است براى مكلّفان در عمل باحكام شريعت:
[قول براهمه كه پيغمبر لازم نيست]
و شبهة البراهمة باطلة بما تقدّم.
براهمه دانشمندان و بزرگان هندند به بعثت پيغمبران اعتقاد ندارند و شايد همه بتپرستان بر اين عقيده باشند گويند اگر پيغمبران چيزى موافق عقل آوردند عقلا از آنها بىنيازند و اگر مخالف عقل آورند نبايد پذيرفت. جواب آن است كه اگر موافق عقل آورند تأييد عقل ميكند و لطف است و اگر عقل در آن حكم نكند يعنى راه بدان نداشته باشد شرع تأسيس حكم ميكند.
و هي واجبة لاشتمالها على اللّطف في التّكاليف العقليّة.
مسأله دويم- بعثت پيغمبران واجب است چون لطف است در واجبات عقليه و لطف واجب است، اين مذهب معتزله است و بيان آن گذشت.
[معصوم بودن پيغمبران]
و يجب في النّبي العصمة ليحصل الوثوق فيحصل الغرض و لوجوب متابعته و ضدها و الإنكار عليه.
مسأله سيم- عصمت پيغمبران در آن اختلاف كردند معتزله گفتند گناه بر پيغمبران روا نيست مگر گناهان صغيره بسهو يا بتأويل جائز است و معنى تأويل آن است بخطا آن را گناه نداند و گفتند چون ثواب انبيا بسيار است اندكى گناه صغيره بدان همه ثواب فانى و مضمحل ميشود و اشاعره غير كفر و دروغ را از آنها ممكن ميدانند كبيره يا صغيره و امام فخر رازى صدور كبائر را جائز ندانسته است و در مواقف گويد اشاعره جائز ندانستند سمعا نه عقلا چون آنها بحسن و قبح عقلى معتقد نيستند.
و اماميه گفتند از هر گناه معصومند كبيره و صغيره، از كذب معصومند چون اگر احتمال