شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧١ - حركت و احكام آن
بايد دانست كه مراد از حركت كم آن است كه تخلخل و تكائف در جسم حاصل شده نه پراكندگى و فشردگى اجزاء چون دور ايستادن اجزاء از هم يا فشرده شدن بهم حركت در كم نيست و نيز نمو و ذبول يعنى باليدن و روئيدن درخت و امثال آن يا پژمرده شدن نيز نوعى حركت در كم است.
و حركة أجزاء المغتذى في جميع الأقطار على التّناسب.
نمو بزرگ شدن جسم است از همه طرف متناسب نه آنكه از يك طرف بزرگ شود مانند فربهى كه در طول قامت نيست بلكه در عرض است.
و اگر بگوئيم نمو اجزائى است كه بر اجزاى نخستين افزوده شده حركت نمو منفى ميگردد.
بايد دانست كه نمو را در آن صورت اطلاق ميكنند كه اجزاى غذا متصل باجزاى اصلى بدن شود نه مانند فربهى كه در مجاور اجزاء اصلى قرار ميگيرد بنابراين مانند آبى كه چون بآب ديگر متصل شود بايد گفت دو جسميت اول معدوم شد و جسميت ديگرى موجود گرديده اگر نمو تدريجى باشد حركت در كم صدق ميكند.
و في الكيف للاستحالة المحسوسة مع الجزم ببطلان الكمون
- بود بر اين تجربه تعبيه كرده بودند و براى مقصود آنها مفيد علم است اما چنانكه علامه فرمود براى اثبات مطلب فلسفى شايد مفيد علم نباشد و نظير اين در اصول فلسفى كه مبنى بر تجارب است و از آن نتيجه يقينى نبايد گرفت چنانكه در باب خلا و تجربيات بعضى مردم كه آن را دليل بطلان خلا دانستند همين گوئيم و در صفحه ١٩٥ گذشت و نظير اين سخن در تجربيات نجومى هم جاريست مثل آنكه حركت ماه و خورشيد مطابق تجربه در چه مدت است و در كجا سريعند و كجا بطى و نزديك يا دور و فاصله كسوفى و كسوفى و خسوفى هكذا همه تجربه شده و يقين است هر چند فلك تدوير و خارج مركز يقين نباشد و بالعكس مسأله فلسفى مانند جسم بسيط و مركب و مزاج يقين است هر چند عده بسائط و عناصر (باد و خاك و آب و آتش) كه مسأله طبيعى است يقين نباشد و در تأييد اين معنى شيخ در شفا گويد (صفحه ١٤٠) تعليق احكام طبيعيه باحكام رياضيه صواب نيست. و اللّه العالم