شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٢ - علت احتياج ممكن امكان اوست
كه ممتنع است عارض چيزى شوند و مانند اعراض و صفات كه واجب است عارض شوند.
]علت احتياج ممكن امكان اوست]
و إذا لاحظ الذّهن الممكن موجودا طلب العلّة و إن لم يتصوّر غيره و قد يتصوّر وجود الحادث فلا يطلبها ثمّ الحدوث كيفية الوجود فليس علّة لما يتقدّم عليه بمراتب.
مسأله بيست و نهم- علامه رحمه اللّه در شرح عبارت فرمود مردم در علت احتياج اثر بمؤثر اختلاف كردند جمهور عقلا گفتند علت احتياج امكان است و ديگران گفتند حدوث است و جماعتى گفتند هر دو با هم و قول اول درست است بدو دليل آنگاه دو دليل كتاب را آورده است.
اصل درين مسأله آن است كه خداشناسان از فلاسفه قديم معتقد بودند جهان هميشه بوده است و با آنكه هميشه بوده مخلوق خدا است و اگر خدا نبود جهان هم نبود مانند نور خورشيد كه هميشه با خورشيد هست پس نور با آنكه صادر از خورشيد است هميشه با خورشيد است جهان هم با آنكه مخلوق خدا است هميشه با خداست و زمانى نبود خدا باشد و مخلوق نباشد و فرق آن است كه خورشيد بىعلم و اراده نوربخشى ميكند و خداى تعالى با علم و اراده مىآفريند. عامه مردم را اين سخن دشوار مىآيد و معتقدند اگر عالم هميشه باشد از خداى تعالى بىنياز مىشود و بالعكس اگر حادث باشد مخلوق خداست محققان علماى كلام و خردمندان جانب فلاسفه را برگزيدهاند.
و بعضى گويند ما ميدانيم كه اگر عالم قديم باشد منافى با اثبات خداى تعالى نيست اما لازم مىآيد كه خدا قادر نباشد و بىاختيار عالم از او صادر شود مانند نور از خورشيد و از اين جهت عالم را حادث ميدانيم و محققين در جواب گفتند جائز است خدا عالم و قادر و مريد باشد و خودش خواسته باشد هميشه مخلوق داشته باشد و آفرينش او بجبر و اكراه نيست زيرا كه فاعلى كه خود عالم مريد است و كسى نتواند او را جبر كند