شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٤٧ - نمونه از فضائل على عليه السلام
استصحابى بجاى آورند چون معلوم شود پاك نبود نزد متكلمين ثواب دارد و نزد فقها اسقاط قضا نميكند.
و أفصحهم لسانا.
١٠- علي عليه السّلام فصيحتر و بليغترين مردم بود پس از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنانكه بلغا گفتند كلام او پائينتر از كلام خالق است و بالاتر از كلام مخلوق و معاويه گفت غير علي كسى براى قريش فصاحت را سنت نكرد و ابن نباته در مفاخرت و علت فصاحت خود گفت من صد خطبه از خطب آن حضرت از حفظ كردم.
و عبد الحميد كاتب معروف را كه درباره او گفتند فتحت الكتابه بعبد الحميد و ختمت بابن العميد پرسيدند اين فصاحت و مهارت تو در سخن از كجاست گفت از آنجا كه هفتاد خطبه علي از حفظ كردم.
و أسدّهم رأيا.
١١- در راى و تدبير استوارتر بود و موقع و مزاياى هر كار را بهتر مىشناخت و مصالح ملكى را بهتر ميدانست چنانكه عمر با او مشورت كرد آيا خود بجنگ روم و فرس بيرون رود علي عليه السّلام مصلحت چنان ديد كه عمر در جاى خود بماند و نواب فرستد براى آنكه دشمنان چون بدانند او خود در لشكر است بكوشند تا او را از پاى در آورند و گويند اين اصل و ريشه عرب است اگر او را بكشيم عرب را پراكنده كرده باشيم اما چون بجاى خود باشى گويند اگر اين لشكر را بشكنيم لشكر ديگر فرستد.
و عثمان را نيز نصيحت كرد بآنچه صلاح او و مسلمانان بود نشنيد و عاقبتش شنيدى.
و أكثرهم حرصا على إقامة حدود اللّه.
١٢- علي عليه السّلام در اقامه حدود الهى از همه كس حريصتر بود و مراعات كسى نميكرد و از خويشى نمىانديشيد و در سياست درشت و سخت بود ملاحظه