شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٤٦ - تناهى سه قسم است در مدت و عدت و شدت
شايد اين شبهه را در حركت قسرى نيز بياورند اما حق آن است كه در قسرى شبهه نتوان كرد چون قوه قسرى در داخل جسم ضدى مزاحم دارد و ضد او پيوسته از طبيعت نيرو ميگيرد و قوه قاسره بتدريج فرسوده شده و ناچار قوه طبيعى آن را بىاثر ميسازد چون قوه قاسره از جائى مدد نميگيرد و شارح علامه رحمه اللّه اين شبهه را در حركت قسرى ذكر كرده است نه طبيعى و محتاج بتحقيق بيشتر است.
و المحلّ المتقوّم بالحالّ قابل له و مادّة للمركّب.
مسأله سيزدهم. در علت ماديه. بعض معانى بايد در محلى باشد و بر موضوعى عارض شوند وگرنه بخود موجود نتوانند بود مثل سفيدى و سياهى و مانند صورت نباتى و معدنى و غير آن و بعضى محل واقع ميشوند مانند جسم و هيولى. اگر محل محتاج باشد بآنچه در او حلول كرده است آن را ماده و هيولى گويند و حال را صورت مانند اعضاى حيوان و نبات كه محتاج بصورت حيوانى و نباتى است.
و اگر محل محتاج نباشد بلكه حال محتاج باشد مانند عوارض سياهى و سفيدى كه بجسم محتاجند محل را موضوع گويند و آن را عرض و اگر محل را نسبت بحال دهيم گوئيم قابل آن است و اگر نسبت بمجموع حال و محل دهيم گوئيم ماده است.
و قبوله ذاتيّ.
پذيرفتن اثر از عوارض ذاتى ماده است و نسبت بمعانى ديگر ذاتى نيست مثلا جسمى كه قبول حرارت و برودت و تقسيم و امثال آن كند بسبب ماده ايست كه در آن است و اگر ماده نباشد قبول نميكند مانند اجسام مثالى و آنچه در رؤيا و كشف ديده ميشود يا خود روح مجرد اثرپذير نيست. عوارض جسمانى نيز تأثير پذيرند براى آن كه با مادهاند و ماده اثر ميپذيرد و عوارض ديگر كه همراه او هستند بالتبع مىپذيرند و اگر سياهى و سفيدى را نصف ميكنيم در حقيقت ماده آنها را نصف ميكنيم و رنگ بالتبع نصف ميشود.