شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٥١ - نمونه از فضائل على عليه السلام
و اختصاصه بالقرابة.
١٧- حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود قريش در سقيفه بنى ساعده بر انصار احتجاج كردند كه چون ما از عترت و خويش و قبيله پيغمبريم بخلافت او اولاتريم از شما انصار كه خويشى نداريد با آن حضرت بلكه ياران اوئيد. اگر سخن شما حق باشد و هر كه به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نزديكتر باشد بخلافت اولى باشد من از همه كس باو اولى هستم چون نزديكترم و اگر سخن شما صحيح نباشد و قرب و خويشى با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دليل خلافت نميشود پس انصار بر حجت خود باقى هستند و دليل شما بر انصار وارد نيست. بلكه آنها بر حجت خويش باقى هستند چون بيش از شما به پيغمبر و اسلام خدمت كردند.
و الاخوّة.
١٨- پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ميان صحابه برادرى قرار داد هر كس را با نظير خود عير امير- المؤمنين عليه السّلام و آن حضرت از اين معنى افسرده شد حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود تو برادر منى يا فرمود آيا راضى نيستى كه برادر من باش و وصى و جانشين من پس از من فرمود چرا يا رسول اللّه.
و وجوب المحبّة.
١٩- خداى تعالى فرمودقُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى.
اى پيغمبر با مردم بگوى كه من مزدى بر رسالت نميخواهم مگر دوست داشتن خويشان من و على عليه السّلام اصل ذوى القربى بود و هيچيك از صحابه بدين فضيلت متصف نبودند مگر بعضى كه در معرض خلافت نيامدند مانند عباس و عقيل.
و النّصرة.
٢٠- هيچ يك از صحابه مانند على عليه السّلام يارى پيغمبر نكرد و اين معنى در همه تواريخ و سير واضح و روشن بيان شده و شارح علامه رحمه اللّه باين آيه استشهاد