شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٣٦ - عقل مجرد جدا از ماده
معارضه طبيعت و هيچ از آن كاسته نشده است.
بهتر آن است كه براى تاثير عقول در حركات كواكب بروايات نقلى از معصومين عليهم السّلام متمسك شويم و چنانكه گفتيم ملائكه و عقول يكى هستند اين اصطلاح فلسفى است و آن اصطلاح شرعى.
و قولهم لا علّيّة بين المتضايفين و إلّا لأمكن الممتنع أو علّل الأقوى بالأضعف لمنع الامتناع الذّاتي.
دليل سيم است كه حكما بر اثبات عقول آوردند از راه نظر در افلاك و بايد بياد آورد كه ما گفتيم هيچ جسمى علت جسم ديگر نيست خواه فلكى و خواه عنصرى (صفحه ١٣٦) پس هيچ جسم فلكى ممكن نيست علت جسم ديگر باشد.
با اين حال در فلك خصوصيتى است كه نه حاوى علت محوى ميتواند شد و نه محوى علت حاوى زيرا كه اگر محوى علت باشد ضعيفتر است و ضعيف علت را نشايد.
و اگر حاوى علت باشد بايد چون موجود شود و هنوز محوى كه معلول او است ايجاد نشده در جوفش خلأ باشد تا محوى ايجاد شود و خلا را پر كند پس خلأ ممكن ميشود ذاتا و بعلتى ممتنع ميشود خواجه جواب داد هر خلا ممتنع ذاتى نيست.
غير آنچه در اين كتاب آورده ادله ديگرى نيز بر اثبات عقول هست كه در مطاوى مسائل ديگر آمده است.
دليل اول در بيان هيولى و تركيب جسم گذشت كه هيولى ممكن نيست علت صورت باشد و صورت هم ممكن نيست علت هيولى باشد چون هر دو محتاج بيكديگرند و نيز هيولى حاجت بصورت مطلق دارد نه صورت مشخص و اگر علت هيولى صورت بود بايد صورت مشخص باشد تا علت واقع شود و به هرحال قوام هر جسم به موجود مجردى است و آن را عقل فعال ناميدند.
دليل ديگر حافظه قوه عاقله است بطورى كه در محل خود مذكور است.
و دليل سيم در اسرار الآيات و از اطلاع يافتن انسان در خواب يا بيدارى بر امور