شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٣٥ - عقل مجرد جدا از ماده
براى فزونى كه ندارد بكوشد. و چيزى كه هرگز بآن نخواهد رسيد و ممكن نيست البته طلب آن هم محال است.
و در كلام خواجه عليه الرحمه لتوقفه على دوام آه ردّ دليل مذكور است.
يعنى اثبات عقل توقف دارد بر آنكه حركت افلاك غير متناهى باشد و ما غير متناهى را باطل كرديم.
و قول خواجه و على حصر اقسام الطلب يعنى منحصر بسه قسم نيست كه خواجه عليه الرحمه در كتاب بآن اشاره كرده است: يا كمال مطلوب فعلا حاصل است يا ممتنع است حاصل شود يا بتدريج حاصل ميشود.
و قول وى مع المنازعة فى امتناع طلب المحال يعنى طلب محال ممتنع نيست.
شايد جاهلى باشد كه نداند مطلوب وى محال است.
بحث و تفصيل در اين مسأله فائده بسيار ندارد وگرنه بىشك حركت دورانى را اگر بسيط باشد جز باراده نسبت نميتوان داد و هيچ متوقف بر غير متناهى بودن نيست و از همه اعتراضات جواب توان داد.
و اگر گوئى در هيئت جديد كه حركت را نسبت بزمين يا خود كواكب ميدهند عقول را چگونه ثابت بايد كرد گوئيم دليل اثبات عقل منحصر بحركت افلاك نيست علاوه بر اين حركت دورانى را مطلقا بجذب و دفع و طبيعت و امثال آن نميتوان نسبت داد حتى اگر آسيائى گردان باشد، و زمين دو حركت دارد هر دو دورانى يكى وضعى است و ديگرى در مدارى گرد خورشيد و گويند حركت مدارى او در اصل حركت مستقيم است و اگر جاذبه خورشيد مانع نشود پيوسته از او دور ميشوند و اين حركت بسيار طولانى نسبت بهر قوه كه او را حركت داده باشد در حكم غير متناهى است اما حركت وضعى زمين چون گردش اقتضاى ذات جسم نيست و اگر رها كنند مىايستد محرك زمين بحركت وضعى در حقيقت بر خلاف طبيعت آن است و نيروئى كه آن را غلطانيده هنگام معارضه بايد بتدريج ضعيف گردد و چون هيچ ضعيف نشده است نميتوان گفت بعلتى نيروى قسرى زمين را بگردش آورده است و پس از آن مدتها بگردش مانده است و با