شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٥٣ - نمونه از فضائل على عليه السلام
بالمؤمنين من انفسهم گفتند چرا تو اولى هستى فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه آنگاه فرمود من پيش از شما بر حوض وارد ميشوم و شما پس از آن بر من وارد ميشويد و چون بر من درآئيد شما را ميپرسم از ثقلين نظر كنيد كه با اين دو چه خواهيد كرد آنگاه معنى ثقلين را بيان فرمود چنانكه معروف است و شرح حديث غدير در كتب بسيار است و در اين مختصر نميگنجد.
بعضى گفتند وقتى مشاجره شد ميان امير المؤمنين عليه السّلام و زيد بن حارثه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود من مولاي توام زيد بن حارثه گفت مولاى من پيغمبر خداست و چون با پيغمبر گفتند آن حضرت فرمود هر كه را من مولاى او باشم على هم مولاى او است. جواب آن است كه شايد پيغمبر مكرر اين كلام را فرموده باشد سخن ما در گفتار آن حضرت است در غدير خم و آن جز براى امامت بيان نشده است زيرا كه مولاى قبيله اختصاص بيك فرد قبيله ندارد چنانكه گويند هاشمى مولاهم يا هاشمى بالولاء يعنى اگر كسى آزاد شده يك فرد از بنى هاشم يا بنى تميم يا بنى اسد و امثال آن بود او را اسدى و تميمى و هاشمى بالولاء ميگفتند و زيد مولاى بنى هاشم بود اختصاص بعلى عليه السّلام نداشت و اينكه پيغمبر فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه ارتباط باين معنى و لا و آزادكننده يا آزاد شده ندارد و در غدير قراين بسيار است.
ديگر خبر ذى الثديه است در تواريخ مشهور كه پيغمبر فرمود بهترين خلق اين امت او را ميكشد و امير المؤمنين او را در جنگ جمل كشت.
و نيز پيغمبر بفاطمه سلام اللّه عليها فرمود خداى بر اين مردم از بالا نظرى افكند و پدر ترا برگزيد و او را پيغمبر قرار داد، ديگر نظرى افكند و شوهر ترا برگزيد.
عايشه گفت روزى على عليه السّلام بخانه درآمد پيغمبر فرمود اين سيد عرب است من گفتم پدر و مادرم فداى تو آيا تو سيد عرب نيستى فرمود من سيد همه جهانم و او سيد عرب است.
و از انس روايت است كه پيغمبر درباره على عليه السّلام فرمود برادر من و وزير من و