شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٩٣ - الفصل الثانى في الماهية و لو احقها
كه پيش از همه چشم گيرند) و ابلق مركب از سياه و سفيد (بعضى اجزاء عقلى هستند و بعضى محسوس).
سيم آنكه مركب باشد از اجزاء متداخل مانند انسان مركب از جنس و فصل كه يكى اعم مطلق است و ديگرى اخص مطلق و مانند مفهوم موجود كه مركب است از وجود عام و يكى از ده مقوله و مانند كاتب كه مركب است از انسان و صفت كتابت. هر سه مثال مركبند از اعم مطلق و اخص مطلق يا اعم محتاج باخص است يا اخص مقوم باعم.
چهارم- آنكه مركب باشد از اجزاء متداخل كه ميان آنها عموم و خصوص من وجه باشد مانند نژاد سفيد كه مركب است از انسان و سفيدى.
پنجم- آنكه مركب باشد از بعض اجزاء حقيقى و بعض اجزاء اضافى مانند تخت كه چوب و ماده آن حقيقى است و هيئت آن نسبت و اضافه اجزاء است بيكديگر.
و مانند اقرب و ابعد يعنى نزديكتر و دورتر.
ششم- آنكه مركب باشد از اجزاء متباين بعضى وجودى و بعضى عدمى مانند عدد اول يعنى عددى كه به هيچ چيز قابل قسمت نباشد مانند (٥) و (٧) كه مركب است از آحاد متباين با يك قيد عدمى.
بسيارى از مفاهيم و معانى شامل علت است تا آن حد كه گفتند (ذوات الاسباب لا تعرف الا باسبابها) يعنى آنچه سبب دارد بىسبب شناخته نميشود و نيز گفتند الحد و البرهان متشاركان فى حدود هما مثلا خسوف بمعنى گرفتگى ماه است اما بهر سبب كه تاريك شود آن را خسوف نگويند مگر علت آن مانع شدن زمين باشد ميان ماه و خورشيد پس در تعريف خسوف علت آن را بايد گفت چون ماهيت خسوف مركب است از معلول و علت آن يا علت و معلول آن و در طب نيز مطبقه تبى است كه علت آن تعفن صفرا باشد و تيفوئيد تبى است كه علت آن آفتى در روده باشد و علت آن آفت هم ميكرب خاص باشد نه هر آفتى در روده و امثال آن در علوم بسيار است.