شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٣ - در تعريف قدرت
شايسته نوشتن در كتب علمى و نقل و بحث نيست و قابل اعتنا و توجه نميباشد زيرا كه همه چيز حقيقتى و مجازى دارد و اصل و شبيه و درست و نادرست، كه اشتباه بيكديگر ميشود مانند كسى كه خشمگين نباشد و تظاهر بغضب كند و دشمن باشد و تظاهر بدوستى و چيزى را واقعا نخواهد و چنان وانمايد كه آن را ميخواهد يا چيزى را در لفظ بخواهد و در واقع نخواهد و سخن هميشه در حقايق است نه در اباطيل و اراده انشائى از اباطيل است تظاهر بخواستن چيزى كه واقعا نميخواهد در معنى دروغ است إلا آنكه در اصطلاح دروغ را بخبر دروغ اطلاق ميكنند نه بر انشاء دروغين و اين قول از سوء ظن بعلماى سلف برخاسته.
اراده غير شهوت و رغبت است زيرا كه بيمار اراده خوردن دارو ميكند و رغبت بدان ندارد چون علم او بمصلحت و سوددار و تعلق گرفته است.
بعضى اشاعره گفتند طلب غير اراده است اين سخن قابل اعتنا نيست و نبايد وقت عزيز را در آن صرف كرد.
و أحدهما لازم مع التقابل.
شارح علامه قدس سرّه اين عبارت را بدو وجه تفسير كرده است:
اول آنكه چون دو عمل ضد يكديگر باشند (و مراد از ضد آن است كه آن دو عمل را با هم نتوان انجام داد) و انسان يكى را بخواهد ترك ضد آن را هم خواهد خواست.
و در آن اختلاف دارند بعضى گويند خواستن يك ضد عين نخواستن ضد ديگر است و بعضى گويند مستلزم آن است و فائده در اين خلاف نيست زيرا كه به هرحال ترك ضد آن را ميخواهد خواه مستلزم باشد و خواه عين.
تفسير دويم آنكه اراده يا كراهت لازم علم است زيرا كه هر چيز براى تصوركننده آن يا نوعى مصلحت دارد يا نوعى مفسده و به هرحال يا از آن كراهت دارد يا بدان اراده دارد و اگر گوئى ما بسيار چيزها تصور ميكنيم و هيچگونه عملى درباره آن نميتوانيم انجام دهيم تا اراده و كراهت بدان تعلق گيرد مثلا اقيانوس كبير و كوه هيماليا و كره زحل تصور ميكنيم بىاراده و كراهت گوئيم رفتن يا نرفتن در اقيانوس كبير و بر سر كوه