شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٤٢ - در تعريف علم و اقسام آن
فالأوّل باعتبار الصّورة القريبة أربعة و البعيدة اثنان.
قياس اقترانى چهار صورت دارد كه آن را چهار شكل ميگويند و هر شكل شرايطى دارد در منطق مذكور باعتبارى هر شكل دو صورت دارد يا حملى يا شرطى چنانكه در منطق تفصيل آن آمده است چهار شكل صورت قريبه است و حملى و شرطى صورت بعيده.
و باعتبار المادّة القريبة خمسة و البعيدة أربعة.
قياس باعتبار ماده بعيده چهار قسم است چون قضايا يا يقينى هستند يا ظنى يا شبيه يقينى يا تخيلى و باعتبار ماده قريبه پنج است: برهان: جدل. خطابه.
مغالطه و شعر.
برهان ماده قياس است و ماده برهان قضاياى يقينى است و جدل نيز ماده قياس است و ماده جدل آميخته از حق و باطل بشرط آنكه خصم بدان معتقد باشد و خطابه ماده قياس است و ماده خطابه قضاياى ظنى است و مغالطه نيز ماده قياس و ماده مغالطه قضاياى باطل شبيه بحق و شعر نيز ماده است و ماده شعر تخيل است.
و الثّاني متّصل و ناتجه أمران و كذا غير الحقيقيّ من المنفصل و فيه ضعفه.
مراد از ثانى قياس استثنائى است و آن از يك قضيه شرطيه و يك حمليه تركيب ميشود و قضيه شرطيه يا متصل است يا منفصل و براى هر يك مثالى مىآوريم.
١- شرطيه متصل مانند: اگر آفتاب برآمده باشد هوا روشن است و آفتاب برآمده پس هوا روشن است. يا هوا روشن نيست پس آفتاب بر نيامده است.
در اين مثال اثبات مقدم نتيجه ميدهد مثلا هوا روشن است پس آفتاب بر آمده صحيح است همچنين آفتاب برنيامده پس هوا روشن نيست نتيجه نميدهد چون روشنى هوا بماه هم ممكن است.