شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٤٠ - خلقت و آغاز آن
حجج خويش كه اول موجود كه خداى تعالى آفريده عقل است. ما از ائمه دين روايت كرديم و يهود از حضرت سليمان عليه السّلام و نصارى هم اين نقل را حجت ميدانند و حاجى ملا هادى سبزوارى فرمود.
عقلا و نقلا كان عقل اذ بدا.
با اين حال چون عامه مردم تعقل عقل مجرد نمىكنند و به غير ماده و جسم معتقد نيستند اين سخنان را كه امام و پيغمبر فرمودند ناديده گرفتند.
اكنون بايد بدانيم كه فعل مقدم بر قوه است و قوه بخود ممكن نيست بىتاثير فاعل بالفعل شود مثلا خداى تعالى اول مرغ مىآفريند آنگاه بيضه در شكم مرغ نه آنكه از ارزن و امثال آن بيضه پديد آورد و بيضه مرغ شود زيرا كه اگر بيضه بايد پديد شود بمذهب ملاحده و زنادقه بايد ارزن يا دانههاى ديگر يا خاك و عناصر ديگر بخودى خود تغيير شكل و صورت دهند و اختلاط و امتزاج يابند و بصورت تخم مرغ درآيند با اينكه ماده اجسام قابل همه چيز هست علت ندارد كه تركيبى مخصوصى را فراگيرد بمقدار مخصوص و شرايط مخصوص تا تخم مرغ شود بلكه همان ماده كه تخم ميشود آماده همه چيز هست و ممكن است بهر صورتى درآيد گوشت، گندم جو درخت ميوه الى غير ذالك يا همچنانكه هست سالها بماند و تغيير نكند خاك را از صورت خاكى درآوردن و صورتهاى گوناگون و تركيبات مختلف دادن محال است خودبخود اتفاق افتد.
مگر مرغ در شكم خود از ارزن تخم مرغ بسازد يا گندم كشته در درون خود خاك را تبديل بگياه كند بالجمله بالفعل مقدم است بر بالقوه و اگر بالفعل نباشد هيچ قوه و استعداد از مقام خود پا فرا نمىنهد و هر چه را بينى متغير ميشود، و او بگنديدن و پراكنده شدن، از آثار صورت بالفعل است كه در او موجود بود و باقتضاى فعليت صورت يكى از تغييرات غير متناهى براى او برگزيده گشته است و مخصوص او شده وگرنه تا هزاران سال ميماند و تغييرات غير متناهى كه براى او ممكن بود هيچيك بفعليت نميرسيد بارى آغاز وجود را از ماده نبايد گرفت كه بالقوه است بلكه بايد از چيزى گرفت كه از