شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٦٤ - ثبوت معاد جسمانى
إمّا ابتداء أو بواسطة.
معلوم نيست معتزله كه خدا را قادر مختار ميدانند و معدات را در وجود اشياء لازم نمىشمارند مرتكب اين سخنان لا طائل و بيهوده براى چه ميشوند اگر خدا قادر مختار است همه چيز را فانى ميكند و خلق ضد و فنا و اثبات بقا براى چيست و بهتر آن است كه انسان وقت عزير را صرف بحث ورد و نقض و اثبات اين اباطيل نكند و همين كه بدانيم مردمى كه براى اثبات معاد با آن همه آيات قرآن و روايات و كلام معصومين و با اينكه هر شبهه جزئى و كلى از مطاوى روايات اهل بيت معلوم ميگردد، باز باين خزعبلات تمسك كردند چه اندازه منحرف بودند كافى است.
[ثبوت معاد جسمانى]
و وجوب إيفاء الوعد و الحكمة يقتضى وجوب البعث و الضّرورة قاضية بثبوت الجسمانيّ من دين النّبي صلّى اللّه عليه و آله مع إمكانه.
مسأله چهارم در معاد جسمانى
وفاء بوعده واجب است و خداى تعالى بندگان صالح خود را وعده ثواب داده است پس بايد باين وعده وفا كند و نيز حكمت مقتضى است كه خداوند عالم نيكان را پاداش نيكو دهد و ستمكاران را شكنجه و عذاب كند تا قوانين انبياء اجرا شود و ميان مطيع و عاصى فرق باشد پس معاد واجب است و اين دو دليل را شيخ الرئيس ابو على بن سينا در مطاوى عبارات اشارات آورده است و چنانكه از او معلوم ميشود مقصود او اكتفا ببقاء روح و بهجت عقلى نيست بلكه معادى كه انبيا خبر دادهاند.
اما معاد جسمانى ضرورى است از دين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ممكن است. پس بآن بايد معتقد بود.
علامه رحمة اللّه فرموده است از حكماى پيشين گروهى عالم را واجب الوجود ميدانستند يعنى ميگفتند مخلوق نيست بنابراين معدوم نخواهد شد و ما گوئيم اين مردم را با معاد چهكار است كه درباره آن با آنها محاجه كنيم و گروهى گفتند خداى تعالى عالم