شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥١٨ - ادله امامت على عليه السلام پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم
كه تواتر آن را همه مردم از عوام و خواص بدانند و دلالت آنها هم قابل تأويل و خدشه و شبهه است كه علماى عربيت و سيره بايد حل كنند و حديث غدير بر خلاف همه احاديث صريح است و آنان كه خواهند آن را از صراحت بيرون برند بايد بتكلف تأويلى بسازند و شبهه بتراشند بالجمله چون امامت مسأله اصول و از اعتقادات است بايد عوام هم بدان بگروند و يقين كنند، عبارتى كه بدقت و اجتهاد و تأويل حاجت ندارد مانند حديث غدير بكار عوام مىآيد[١].
و لحديث المنزلة المتواتر.
پيغمبر درباره على عليه السّلام فرمود «انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى تو نسبت بمن مانند هارونى از موسى الا آنكه پيغمبرى پس از من نيست چنانكه موسى عليه السّلام چون بكوه طور ميرفت بنى اسرائيل را به هارون سپرد همچنان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بغزوه تبوك ميرفت شهر مدينه را بعلى سپرد و اين روايت متواتر است و علماى شيعه اين حديث را در معارضه بعضى علماى اهل سنت آوردند كه بغلط شهرت درافتاد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در مرض موت ابو بكر را فرمود بجاى او نماز بخواند و همين ذهن مردم را براى خلافت او آماده كند و چون آن حضرت مطلع گشت بشخص شخيص بيرون آمد و على و فضل بن عباس زير بازوهاى او را گرفته بودند تا وارد محراب شد و ابو بكر را كنار زد و خود بنماز ايستاد. علماى شيعه چون ديدند گروهى بامر واقع نشده كه دلالت بر عدم رضاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامامت ابو بكر در نماز دارد استدلال كردند بر امامت مطلق او در همه امور دين گفتند و خلافت على عليه السّلام در غزوه تبوك بامر و رضاى
[١]بارى دليل دو قسم است يك قسم آنكه دلالت آن محتاج بتكلف و اجتهاد نيست و كسانى كه رد ميكنند بايد بتكلف و بهانهتراشى رد كنند و حديث غدير از اين قبيل است و قسم دوم آنكه اثبات دلالت آن محتاج باجتهاد و تكلف است و آن بكار عوام نمىآيد. از عبارت من كنت مولاه ولايت عهد ميفهمند و منكر آن بايد بتكلف بهانهها بتراشد و قسم دوم خاص علما است كه از انت منى بمنزلة هارون من موسى امامت بفهمند.