شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٢٣ - حسن و قبح عقلى
و هما عقليّان للعلم بحسن الإحسان و قبح الظّلم من غير شرع
حسن و قبح افعال بعقل ثابت است نه بشرع تنها براى آنكه ما يقين داريم احسان به بيچارگان و نيازمندان خوب است و ستم كردن بر مردم زشت است اگر چه در شرع براى ما نگفته باشند چون براهمه هند كه به هيچ پيغمبرى معتقد نيستند و ملحدان نيز به نيكى و بدى آنها معتقدند. و اگر گوئى اگر حسن و قبح اشياء عقلى باشد نبايد ميان مردم در آن خلاف افتد مثلا براهمه هندوستان كشتن چهارپايان را قبيح ميشمارند و گوشت نميخورند و ما قربانى را عبادت ميدانيم و اگر قباحت آن عقلى بود ما هم قبيح ميدانستيم در جواب گوئيم اختلاف مردم دليل آن نيست كه مردم هند حسن و قبح آزار حيوان را بشرع دانستند زيرا كه هنديها بشرع قائل نيستند بلكه اختلاف در حسن و يبح مانند اختلاف در مسائل علم طبيعى و الهى است در مسائل رياضى شايد اختلاف كمتر باشد مثلا دو نصف چهار است باعتقاد همه كس چنگيز باشد يا سلمان فارسى.
اگر گوئى حسن و قبح اشياء اگر عقلى باشد بايد براهمه و ملاحده دريابند حسن حج يا روزه ماه رمضان و امثال آن را با اينكه ملاحده را برأى العين مشاهده ميكنيم در عين آنكه اعانت بفقرا را نكو ميدانند روزه ماه رمضان را مسخره ميكنند و باعمال حج ميخندند و مسلمانان هم وقتى ميخواهند آنها را بحج و روزه خود اقناع كنند فوائد ديگر را بياد آنها مىآورند مثلا بايد بحج رفت تا بيماران و گرمازدگان را علاج كرد يا روزه بايد گرفت براى سلامت مزاج و اينكه مقدارى از غذاى خود را بفقيران داد وگرنه خود حج و روزه را كار خوبى نميدانند در جواب گوئيم ادعا نكرديم همه جهات حسن و قبح همه اعمال را همه مردم ادراك ميكنند چنانكه در عقل نظرى نميگوئيم همه اسرار هستى را همه ادراك كردهاند.
و لانتفائهما مطلقا لو ثبتا شرعا.
اگر حسن و قبح عقلى نباشد شرعى هم ثابت نميشود زيرا كه چون دروغ گفتن قبيح نيست اگر پيغمبرى هم كه نبوت او ثابت شده خبر دهد كه دروغ قبيح است از او