شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٠ - در تعريف قدرت
و لا يتّحد وقوع المقدور مع تعدّد القادر.
ممكن است دو تن يا بيشتر بر كارى توانا باشند اما ممكن نيست يك كار را دو تن انجام دهند زيرا كه اگر يكى همه كار را انجام دهد از ديگرى بىنياز است.
و لا استبعاد في تماثلهما.
دور نيست دو قدرت مانند هم باشند وقتى دو تن يك كار بتوانند و از بعض معتزله نقل شده است كه چون يك مقدور از دو تن صادر نميشود پس دو قدرت مانند هم ممكن نيست.
و تقابل العجز تقابل العدم و الملكة.
عجز ناتوانى است و با قدرت تقابل دارند بعدم و ملكه زيرا كه عجز عدم قدرت است از كسى كه قدرت براى او ممكن است و اشاعره گفتند عجز و قدرت هر دو معنى ثبوتى است.
و تغاير الخلق لتضادّ أحكامهما و الفعل.
خلق و خوى و ملكه چيزى زائدند بر قدرت چون بسا مردم كارى بتوانند مانند خط نوشتن اما ملكه آنها نباشد كه با سهولت انجام دهند و نيز قدرت بدو طرف تعلق ميگيرد و عادت و خوى بيك طرف و قدرت غير فعل است.
و منها الالم و اللذّة و هما نوعان من الإدراك تخصّصا بإضافة تختلف بالقياس.
مسأله بيست و چهارم در لذت و الم. يكى از كيفيات نفسانى درد است و ضد آن لذت و اين دو متوقف بر ادراك است و گاه باشد انسان چيزى را ادراك كند و نه او