شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٥٩ - تكليف
عمل ميكنند و مقصود از تكليف امتحان است و ورزش عقلى و نفسانى تا انسان از حد حيوانى پا فرا نهد وگرنه تكليف آميخته با ثواب و عقاب براى همه چهارپايان زبان بسته هم معقول است.
و اگر گوئى اهل بهشت نيز حمد و تسبيح خدا ميكنند و بزرگترين نعمت آنها تقرب بخداست گوئيم آن تكليف نيست چون مشقت ندارد بلكه عبادت آنان از همه نعمتها لذيذتر است و بسبب آن علو درجات براى آنها حاصل ميشود الى ما شاء اللّه.
و علّة حسنه عامّة.
فائده تكليف آن است كه مردم را در معرض ثواب قرار دهد نه در خود ثواب يعنى واجب نيست ثواب را براى آنها محقق ساز پس شامل كافر ميشود.
و ضرر الكافر من اختياره.
كافر از تكليف فائده نميبرد باختيار خود و زيان او از تكليف بر عهده خود است نه خداى تعالى.
و هو مفسدة لا من حيث التّكليف بخلاف ما شرطناه.
تكليف در حق كافر زيان و مفسده دارد زيرا كه اگر مكلف نبود عذاب آخرت نمىچشيد اكنون كه مكلف است بسبب تكليف زيان كار شده است و ما شرط كرديم در تكليف نبايد مفسده باشد جواب آن است كه تكليف كافر مفسده ندارد بلكه او را در معرض ثواب قرار ميدهد و مفسده از تقصير خود اوست كه عمل نكرده و ما شرط كرديم تكليف خود مفسده نداشته مانند غسل كردن بيمار.
علامه فرمود بخاطر ما چنين رسيد كه مقصود مؤلف اشاره باين سؤال و جواب است.
و الفائدة ثابتة.
فائده تكليف ثابت است و عام چنانكه گفتيم.