شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٣ - عفو و شفاعت
و بزرگى بنسبت است (كتاب ايمان و كفر صفحه ١٦٨)
مؤلف فرموده عذاب مرتكبان كبيره هميشه نخواهد بود چون مؤمنند و مؤمن را ثواب بايد داد لا محاله و جمع ميان ثواب و عقاب در يك زمان ممكن نيست و اگر اول ثواب دهند پس از آن عقاب نيز قبيح است زيرا كه ثواب بياد عذاب منغص ميشود ناچار بايد اول عذاب بيند پس از آن ببهشت رود و نيز عقاب دائم بر معصيت موجب آن است كه اگر كسى هفتاد سال عمر خويش طاعت كرده و آخر عمر يك معصيت كند هميشه در عذاب بماند مانند مشركان.
و اگر در بعضى روايات يا آيات دلالت بر آن است كه فاسق مخلد در دوزخ است تأويل بايد كرد و از خلود مدت طولانى بايد خواست.
و السّمعيّات متأوّلة و دوام العقاب مختصّ بالكافر.
شرح آن از عبارت پيش معلوم شد و از جمله آيات اين استوَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها
[عفو و شفاعت]
و العفو واقع لأنّه حقّه تعالى فجاز إسقاطه و لا ضرر في تركه مع ضرر النّازل به فحسن إسقاطه و لأنّه إحسان.
مسأله نهم. ممكن است خداى تعالى بعضى گناهكاران را عفو كند چون حق عذاب كردن و عفو كردن او راست و بس و از ترك عذاب ضرر نمىبيند و نيز احسان محض است و اگر گوئى عفو خوب است پس همه را عفو كند زيرا كه ترك فعل حسن بر خداى روا نيست جواب گوئيم مقصود عفو است فى الجمله بطور قضيه مهمله وگرنه اگر همه را عفو كند هيچكس عبادت نمىكند و از ظلم و جور بازنمىايستد چنانكه گذشت و عقاب خود لطفى است كه مردم را بسعادت ميكشايد و اشقيا را كمتر ميكند و بر سعدا مىافزايد و لطف بر خدا واجب است و البته تبعيض در عفو هم جائز نيست بلكه