شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٠٩ - در مسموعات
ايجاد صوت كند و اگر شديد بود چون بگوش ميرسيد نيز آزار و رنج بسيار ميداد و نيز شباهت بلكه مماثلت آواز برگشته با آواز اول با تباين علت درست نيست اما ظاهر كلام علامه رحمه اللّه تأييد قول ديگر است.
و يعرض له كيفيّة مميّزة يسمّى باعتبارها حرفا.
كيفيتى عارض صوت ميشود و باين اعتبار آن را حرف گويند توضيح آنكه انسان هوائى از ريه بيرون ميفرستد و آن شنيده نميشود و صوت نيست اما چنانكه در همه اصوات گفتيم از برخورد دو جسم با مقاومت صوت برمىخيزد پس هنگامى كه نفس بيرون مىآيد اگر ناگهان دو دندان پيش را بر هم نهيم صوت از آن پديد مىآيد و اگر دو لب بر هم زنيم بقوت حرف ب پيدا ميشود و هر كس ميتواند همه اين حروف را امتحان كند و مخرج و يا مقطع كه در حقيقت علت پيدايش حرف است تميز دهد اگر بگويد، ك، كاف از برخورد وسط زبان بكام بالا پديد آمده يا بگويد، ا ت، ت از برخورد نوك زبان به بيخ لثه دندان ادا شده است و ا د، دال همچنان اما محكمتر ادا كنند و هكذا همان برخورد دو جسم كه موجد صوت است در اجزاى دهان داراى كيفيت خاص است و آن را حرف گويند و شارح علامه فرمود برهانى بر انحصار حروف در عدد معين نيست چنانكه در عربى حروفى است كه فارسيان اعتبار نميكنند و بالعكس و در ساير لغات نيز.
إمّا مصوّت أو صامت متماثل أو مختلف بالذّات أو بالعرض.
حروف مصوت در اصطلاح مشرقيان الف (واو) و ياء يعنى حروف مد يا لين ساكن است و بعض امم فتحه و كسره و ضمه را هم بصورت حرف مىنويسند و آن را از اقسام حروف مصوت ميشمرند و فائده حرف مصوت آن است كه صوت حاصل از حرف را تا زمانى ميكشد مثل با و بو گوئى حرف سابق بر خود را نگاه ميدارد و صامت همه حروف غير آن سه حرف مصوت است.
دو حرف متماثل مانند ميم و ميم كه در يكديگر ادغام ميشود و مختلف مانند