شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٦٨ - عوض و احكام آن
و لا يشترط في الحسن اختيار المتألّم بالفعل.
آنجا كه رنج و آزار رسانيدن داراى منفعت بسيار باشد براى مكلف شرط است كه مكلف نيز بدان راضى باشد و خود اختيار آن نفع كند و تن باين ضرر دهد و پيشتر گفتيم آزار قبيح است مگر در چند جاى كه شمرديم اكنون مؤلف فرمايد رضاى بالفعل لازم نيست بلكه هرگاه خدا بداند پس از عرضه اين مصيبت و بيان فوائد عظيمه آن مكلف راضى خواهد بود همين كافى است.
[عوض و احكام آن]
و العوض نفع مستحقّ خال عن تعظيم و إجلال.
مسأله چهاردهم- بايد دانست پاداشى كه خداوند به بندگان در مقابل تحمل مشقات مرحمت ميفرمايد از سه قسم خارج نيست. يكى آنكه بنده استحقاق ندارد و اگر آن پاداش را ندهد خلاف عدل نيست مانند ثواب حج نيابى و عبادات استيجارى كه ميت از آن هيچ استحقاق ندارد و ثواب عمل خاص نائب و اجير است كه عبادت كردهاند اما خداى تعالى.
بدان ميت هم بهره ميدهد آن را تفضل گويند. دويم آنكه بنده استحقاق دارد براى تحمل مشقت كه از جانب خدا باو رسيده است مانند درد و بيمارى و فقر و آفات زمينى و آسمانى از قبيل زلزله و سيل و طوفان و خسف اما عبادت بقصد قربت نكرده است. آنچه براى اين مشقات به بنده دهند عوض نام دارد و مسلمان و كافر و طفل و مجنون و عاقل و مكلف يكسان است. سيم ثواب و آن در راه مشقاتى است كه در راه اطاعت فرمان خدا بقصد قربت از انسان صادر شود و اين پاداش متضمن اجلال و تعظيم است چون در مقابل خدمت است و در تعريف عوض فرمود نفعى است كه از روى استحقاق دهند اما مقارن تعظيم و اجلال نباشد پس در عوض دو قيد است يكى استحقاق و اگر استحقاق نباشد تفضل نام دارد و ديگر با تعظيم و اجلال نباشد كه اگر باشد ثواب نام دارد.
اما مناط استحقاق مشقتى است كه از جهت خداوند رسد پس اگر كسى پياده به حج رود و حج نگذارده بميرد يا مانع او شوند رنج برده و مشقتى كشيده است و سبب مشقت او امر خدا بوده پس مستحق پاداش است با تعظيم و اجلال چون خدمت كرده است