شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٨٨ - ماهيت مكان
حركت و انتقال آنها از مكانى بمكانى و پر شدن ظروف و خالى شدن آن انتزاع مىشود حتى ابو علي در شفا گويد تصور مكان آماده پيش از خلق اجسام چنان در خاطرها مركوز است كه اوميرس شاعر يونانيان گفت اول خدا مكان را آفريد سپس اشياء را در مكان قرار داد اما اين بعد موهوم قابل بحث و اختلاف نيست و ما بدان معتقديم كه حقيقت ندارد چنانكه زمان موهوم از حركت انتزاع ميشود و خود حقيقت مستقل نيست.
اغلاط واهمه بسيار است از جمله آنكه عامه مردم چنان ميپندارند كه فضائى هست هميشه بوده و قابل فنا نيست و در آن فضا بالا و پائين حقيقى است، تعجب مىكنند چرا آسمان بزمين نمىافتد و از كره بودن زمين و اينكه آب اقيانوس كبير بشكل گنبدى ايستاده است و پراكنده نمىشود و اينكه مردم آن طرف كره نمىافتند بغايت متعجب مىشوند. همچنانكه بالا و پائين در فضا حقيقت ندارد فضائى غير جسم متمكن در فضا هم حقيقت ندارد اما در اينكه انسان توهم وجود آن ميكند شك نداريم.
بنابر قول افلاطونيان هر چه مشاهده ميكنيم دو بعد تو در تو است يا بيشتر از دو بعد مثلا كتاب و كاسه و فرش و درخت و حيوان و همه چيز بهر اندازه و شكل كه هست يكى خود او است و ديگرى مكان او. درخت بدين شكل و اندازه چون از جاى خود بيرون برند همين اندازه بعد و بهمين شكل در فضا ميماند و درخت بيرون ميرود همچنين حيوان چون از جاى خود بجاى ديگر منتقل شود جاى او بشكل و اندازه او ميماند داراى طولى و عرضى مساوى طول و عرض حيوان. وقتى در جاى خود بود دو طول و دو عرض و دو شكل با هم در يك جا بودند يكى بيرون رفت و ديگرى ماند تا جاى جسم ديگر شود بلكه ميتوانيم گفت سه بعد يا چهار بعد و بيشتر در يك جا تو در تو قرار ميگيرند مثل لامپ چراغ برق كه مملو از هوا بود، هوا را بيرون كشيدند و هوا با طول و عرض خود از لامپ بيرون رفت و فضاى خالى كه آن هم طول و عرض دارد باقى ماند در درون لامپ، آنگاه لامپ را از جاى خود بجاى ديگر بردند آن فضاى خالى كه درون لامپ است، منتقل خواهد شد و جاى اول لامپ در فضا خالى مىماند پس درون لامپ سه بعد تو در تو هست پيش از آنكه هواى آن را خالى كنند يكى ملاء است يعنى هوا و دو بعد ديگر خلا و هر سه