شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٨ - توبه
معاصى توبه نكند بلكه تصميم بر ارتكاب گناهان داشته باشد غير شرك ايمان او صحيح است و او را از مسلمانان بايد شمرد.
و ابو هاشم گفت اجماع بر آن است كه نام اسلام بر او جارى بايد كرد اما عقاب شرك اجماع نيست و ساقط نميشود.
بنابر آنچه گفته شد بايد توبه از بعضى معاصى را صحيح و معقول بدانيم و مقصود ائمه عليهم السلام آنست كه اگر داعى به توبه احتراز از قبيح باشد بايد از همه معاصى يكباره توبه كند و تحقيق آن است كه گاه داعى انسان چيزى است مشترك در چند عمل اما برگزيدن هر يك بداعى ديگر است مثلا تجارت و صنعت و انواع هر يك براى كسب مال است اما برگزيدن صنعت خاص يا تجارت متاع خاص شايد بعلت ديگر باشد و داعى مشترك ميان همه كه كسب مال است اقتضاى آن ندارد كه همه صنايع براى او برابر باشد.
همچنين داعى انسان بتوبه براى پرهيز از قبيح است و ممكن است در ميان همه قبائح بعضى را انتخاب كند بعلل ديگر مثلا قتل كودكان بىگناه يا خوردن مسكر يا قمار يا شنيدن اصوات لهو و امثال آن شايد كسى از بعضى توبه كند و از بعضى نكند و اللّه العالم.
و الذّنب إن كان في حقّه تعالى من فعل قبيح كفى فيه النّدم و العزم و في الإخلال بالواجب أختلف حكمه في بقائه و قضائه و عدمهما و إن كان في حقّ آدميّ أستتبع إيصاله إن كان ظلما أو العزم عليه مع التّعذّر أو الإرشاد إن كان إضلالا و ليس ذلك أجزاء.
مسأله دوازدهم در اقسام توبه- اگر توبه از فعل قبيح باشد در حق اللّه تعالى