شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٩٠ - توبه
از آن گناه ندارد و لو قصد ارتكاب و شوق به آن هم نداشته باشد و در اين حال تا مرتكب گناه تازه نشده و قصد آن نكرده است پاكى توبه او آلوده نشده است.
و كذا المعلول مع العلّة.
اگر كسى علّت گناه را پيش از خود گناه مرتكب شد مانند آنكه كسى را از بام انداخت كه ديگر نميتواند او را بازگرداند و كشتن او قهرى است يا تيرى بكسى انداخت و اصابت كرد و او را كشت بايد دو بار توبه كند براى هر يك از علت و معلول يا يك بار توبه كافى است براى كشتن يا براى تير انداختن، ميان معتزله خلاف است قاضى القضاة گفت دو توبه كند و مشاهير ديگر گفتند توبه كند از كشتن نه از تير انداختن چون فعل قبيح كشتن است و قبح تير انداختن براى آن است كه قهرا به كشتن منتهى ميشود و بنظر ميرسد كه اگر تير انداخت بقصد كشتن و اتفاقا اصابت نكرد و كشته نشد بايد توبه كند زيرا كه معصيت كرده است.
و وجوب سقوط العقاب بها.
اشكال است در اينكه عقاب بتوبه ساقط ميشود يا نميشود بعضى گفتند عقاب ساقط ميشود معتزله گفتند واجب است خداى تعالى تائب را بپذيرد و بعضى گفتند پذيرش توبه و سقوط عقاب تفضل است و در عدل خدا واجب نيست و صاحب كتاب خواجه نصير الدين عليه الرحمه اشكال كرده است و حق همين است چون بسيارى از امور در عدل الهى و بمقتضاى عقل بر بشر واجب نيست اما چون وعده دهد يا تعهد كند و ملتزم شود واجب ميگردد از اين جهت چند تن از مقصرين در غزوه بنى قريظه و جنگ تبوك پشيمان شدند و توبه كردند و مدتها قبول توبه آنها بتأخير افتاد و يكى از آنان بنام ابو لبابه خويشتن را بر استوانه مسجد بسته بود چند روز تا توبه او را خدا قبول كرد و اگر واجب بود قبول توبه روز اول قبول ميشد و هنوز استوانه ابى لبابه در مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله برجا است و معروف است و برادران حضرت يوسف با اينكه پشيمان شده بودند از پدر خواستند براى آنها استغفار كند پس هر كس را خداى تعالى وعده قبول داده