كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ٨٩٦ - فائدة
مرتسم است در نفس ناطقه نيز انطباع مىپذيرد چنانچه در آئينه صورت مقابله منعكس مىشود و از نفس ناطقه در حس مشترك مىافتد و قوت متصرفه از حس مشترك گرفته تفصيل و تركيب مىدهد پس گاهى آن صور را لباسى و كسوتى ديگر مىپوشاند و به علاقه تماثل و تشابه از نظيرى به نظيرى ديگر انتقال مىكند چنانچه صورت مرواريد را مثلا لباسدانهاى أنار دهد و گاهى به علاقه تضاد و مباينت از ضدي به ضد ديگر رجوع كند چنانكه خنده را كسوت گريه بخشد و بالعكس و درين قسم احتياج بتعبير افتد و گاهى بجنسه بىتعبير و تلبيس بيرون آرد و اين نوع را احتياج بتعبير نبود پس آنچه ديده است بعينه بوقوع آيد و گاهى قوت متخيله اين همه صور را از صور مخزونه خيالى گيرد كه در حالت يقظه در وى محفوظ شدهاند و لهذا در اكثر احوال در خواب همان بيند كه در بيداري اكثر در فكر و خيال آن باشد و گاهى بجهت امراض نيز صور مناسب حال او ديده شود چنانچه دموي مزاج رنگهاى سرخ بيند و صفراوي آتشها و اخگرها بيند و در حالت غلبه رياح پريدن خود را بيند و سوداوي مزاج كوهها و دودها بيند و بلغمي آبها و بارانها و رنگهاى سفيد بيند و ديدن اين هر دو قسم در خواب اعتبار ندارد و تعبيرى نشايد و اين را اضغاث احلام خوانند. و طائفه صوفيه كه قائلاند بعالم مثال درين مقام تحقيقي ديگر دارند و آن مذكور است در كتب ايشان. و اكثر اطلاق رويا بر خواب نيك آيد و خواب بد را حلم گويند بضم حا و اين تخصيص شرعي است و در لغت بمعني مطلق خواب است. قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم الرؤيا الصالحة جزء من ستة و اربعين جزء من النبوة متفق عليه درين حديث به چند وجوه اشكال وارد مىشود يكى آنكه جزء نبوت يا نبوت باشد پس بايد كه غير نبي را نباشد و حال آنكه رؤياى صالحه غير نبي را نيز مىباشد ديگر آنكه نبوت نسبتي و صفتي است پس بودن رؤياى صالحه جزء آنچه معني دارد ديگر آنكه رؤياى صالحه مثل معجزات و كشف و ديگر صفات و حالات انبيا را است كه از نتائج و آثار نبوت است نه اجزاى آن پس وجه جزئيت وى از نبوت چيست ديگر آنكه دور نبوت گذشت و رؤياى صالحه باقي است پس جزئيت وى از نبوت چگونه درست بود زيرا چه وجود جزء بدون كل محال است چنانچه وجود كل بدون جزء. ديگر آنكه وجه تجزيه نبوت به چهل و شش جزء و اعتبار كردن رويا يك جزء از ان چيست. جواب از اشكال اوّل آنكه مراد آن است كه جزء است از نبوت در حق انبيا چه ايشان را وحي در منام مىباشد و اين جواب منتقض است به آنكه در حديث ديگر آمده است كه رؤيا المؤمن جزء من ستة و اربعين جزء الحديث و جواب از اشكال دوم و سيم و چهارم آنكه رويا جزوي است از اجزاى علوم نبوت بلكه اجزاى طرق علوم نبوت و علوم نبوت باقي است چنانكه در حديث آمده است ذهبت النبوة و بقيت المبشرات و هي الرؤيا الصالحة. و بعضى گفتهاند كه مراد آن است كه رؤياى صالحه اثرى است از آثار نبوت كه بمحض از فيضان إلهي و إلهام رباني است و اين اثر باقي است از آثار نبوت و جزء بي كل مىباشد اما در آن حالت وصف جزئيت نمىباشد مگر باعتبار ما كان. و بعضى گفتهاند كه نبوت اينجا بمعني انباء است يعني رؤياى صالحه اخبار صدق است كه كذب در وى نيست و در بعضي حديث تصريح باين معني آمده است. و بعضى گفتهاند كه مراد بجزئيت متعارف اهل معقول نيست بلكه مراد آنست كه رؤياى صالحه صفتى از صفات نبوت است و فضيلتى است از فضائل نبوت و بعضى از صفات انبيا در غير انبيا نيز يافته مىشود چنانچه در حديث ديگر آمده است كه راه روشن و نيكو و حلم و ميانه روي از نبوت است. حاصل آنكه اصل جميع صفات كمال نبوت است و مأخوذ از آنجا است و تخصيص رويا بجهت مزيد اختصاص است در باب كشف و صفائي قلب و شك نيست كه جميع كرامات و تمامي مكاشفات سايه نبوت است و پرتوى است از ان. اما وجه تخصيص بعدد ستة و اربعين آن است كه زمان نبوت بيست و سه سال است و
ابتداي وحي به رؤياى صالحه بود و آن در مدت شش ماه بوده و نسبت شش ماه با بيست و سه سال نسبت يكى به چهل و شش و است و توريشي گفته كه حصر مدت وحي در بيست و سه سال مسلم است چه وارد است در روايات معتد بها اما بودن زمان رويا درين مدت شش ماه چيزى است كه قائل آن در نفس خود اندازه كرده بىمساعدت نص و روايت انتهى. حاصل آنكه براى تعيين مدت مذكوره اصلى نيست و سندي صحيح نه آرى مذهب اكثر محدثان آن است كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم در مدت شش ماه به مرتبه نبوت مخصوص بود و مكلف بود بتهذيب نفس خود خاصة پس از آن مأمور گشت بدعوت و ابلاغ كه نزد ايشان عبارت از رسالت است و بمذهب ايشان لازم نيست كه نبي داعي و مبلغ باشد بلكه اگر وحي كرده شود به سوى وى خاصة براى تهذيب نفس وى كافي است در باب تحقق درجه نبوت پس اگر ثابت شود كه وحي درين مدت در منام بود ثابت شود مقصود قائل اما اين محل كلام بر حسب مذهب ايشان باشد پس احتياط در باب تخصيص عدد مذكور تفويض است بعلم نبوت چه امثال اين علوم از خواص انبياست و بقياس عقل بكنه آن نتوان رسيد.
و همچنين است حكم اعداد در جميع مواضع مثل اعداد ركعات و تسبيحات و اعداد نصاب زكاة و مقادير زكاة و اعداد افعال حج مانند اعداد طواف رمي جمار و سعي و امثال آنها. و در مواهب لدنيه ميگويد كه بعض علماء مراتب وحي و طريقهاى آن را چهل و شش نوع ذكر كردهاند و رؤياى صادقه يكى از آنها است. قال النبي صلى اللّه عليه و آله و سلم من رآني في المنام فقد رآني فان الشيطان لا يتمثل في صورتي متفق عليه. بعضى از ارباب تحقيق گفتهاند كه شيطان بمثال حق تعالى مىتوان