شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٦ - توبه
توبه آن است كه از قبيح پشيمان شود براى قبيح بودن آن و اگر بغير اين نيت باشد توبه نيست مثل آنكه براى سلامت بدن و حفظ آبرو از نوشيدن مسكر پشيمان شود.
توبه نكرده است همچنين اگر از ترس آتش توبه كند مانند كسى است كه از آزار مظلومان و دزدى و قتل پشيمان شود از ترس آنكه سلطان از او مؤاخذه ميكند او هم توبه نكرده است و اگر گوئى خداوند عالم اينهمه ذكر جهنم و بهشت كرد تا بترغيب و ترهيب نيكو- كار شوند گوئيم در نظر عدليه قبح و عذاب از هم جدا شدنى نيستند اما نزد اشاعره عذاب مطلب ديگر است و قبح مطلب ديگر و ما گوئيم هر كس از ترس عذاب توبه كند از قبيح توبه كرده است.
و لا يصحّ من البعض و لا يتمّ القياس على الواجب
ابو هاشم از معتزله گفت توبه از يك گناه درست نيست بلكه هر كس توبه مىكند بايد از هر گناهى توبه كند و ابو على گفت درست است. دليل ابو هاشم اينست كه اگر كسى از گناهى پشيمان شود براى قباحت آن البته از هر قبيح بايد پشيمان شود و اگر پشيمانى براى قباحت نيست توبه صحيح نيست و دليل ابو على اين است كه توبه از هر گناه واجبى جداگانه است مانند روزه و نماز، همچنانكه اگر نماز بخواند و روزه نگيرد نمازش صحيح است اگر توبه از معصيتى كند و از معصيت ديگر توبه نكند آن توبهاش صحيح است و ابو هاشم در جواب گفت توبه را قياس بواجب ديگر نميتوان كرد زيرا روزه بعلت ديگر واجب است و نماز بعلت ديگر امّا توبه از همه گناهان بيك علت است و آن قبيح بودن گناه است و اگر كسى از قبيح پشيمان است از همه گناهان پشيمان باشد. و مؤلف كتاب مذهب خود را پس از اين خواهد گفت ان شاء اللّه.
و لو اعتقد فيه الحسن لصحّت التّوبة.
اگر كسى گناهى را گناه نداند و از آن توبه نكند و گناه ديگر را گناه داند و توبه كند توبهاش صحيح است مانند يكى از خوارج كه از زنا توبه كند چون خارجى بودن را گناه نميداند.