شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٠٥ - اعجاز قرآن
نميتوان گفت هميشه كلمه ابد در تورات براى خلود و دوام است منتها آنكه گوئيم ظاهر دلالت بر دوام ميكند و لكن ظاهر دليل يقينى نيست و بدليل معارض ميتوان ترك كرد.
و السّمع يدلّ على عموم نبوّته عليه السّلام.
گروهى از نصارى پنداشتند پيغمبر ما براى عرب فرستاده شده است نه همه افراد بشر و آيات قرآن و روايات بر عموم نبوت او دلالت دارد. فرمود «لِأُنْذِرَكُمْبِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» يعنى قرآن را بر من فرستادند تا شما را هدايت كنم با هر كس كه خبر قرآن باو برسد و اگر گوئى قرآن بزبان عربى است و غير عرب نميفهمند گوئيم ترجمه معانى آن ممكن است و اگر گوئى پيغمبر را بايد بزبان قوم فرستاد گوئيم تا شنوندگان نزديك معانى را نيك ادراك كنند و بديگران بفهمانيد و اگر گوئى مسلمانان مجبورند لفظ قرآن را بزبان عربى بخوانند در نماز و عبادات گوئيم براى آنكه عبارت و الفاظ آن محفوظ و متواتر ماند. و براى عمل بقرآن نميتوان بلفظ عربى اكتفا كرد بلكه بايد معنى آن را دريافت اگر گوئى ياجوج و مأجوج كه رابطه آنها با مردم اين جانب مقطوع است آيا مكلفند بشريعت اسلام و آيا اسلام براى آنها نيز فرستاده شده است. علامه رحمه اللّه از قول قاضى القضاه دو احتمال درباره آنها نقل كرده است. يكى آنكه مانند حيوانات مكلف به هيچ دين نباشند دويم آنكه مكلفند و خبر اسلام بآنها رسيده و بايد نزديك سد بيايند و از احكام اسلام آگاه كردند.[١]
[١]خواننده بايد متوجه اين نكته باشد كه براى احتجاج و استدلال بهمه آنچه در كتب روايات ما از حضرت موسى و عيسى و ساير انبيا عليهم السلام نقل كردهاند تمسك نميتوان كرد اگر چه در روايت صحيح هم وارد باشد شايد گاهى نقل آن را براى يهود حرام دانيم اگر موجب سخريه و افسوس گردد مثل اينكه وقتى بنى اسرائيل بدنشان آلوده بنجاست ميشد بمقراض ميبريدند يا هارون دو پسر داشت بنام شبر و شبير و حضرت امام حسين عليهما السلام را بنام آنها ناميدند و شبير بمعنى حسين است عليه السلام علامه رحمة اللّه آنچه در اينجا نقل كرده از اين قبيل نيست و از كتب روايات اخذ نشده بلكه از متن كتب آنها منقول است كه احتجاج بآن ميتوان كرد.