شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٧٨ - عوض و احكام آن
چه حلال كرده باشند براى ما رزق نيست زيرا كه صاحب آن مىتواند از رأى خود برگردد و پس از حلال كردن حرام كند و انسان را از تصرف بازدارد. و خوراك چهارپايان در اصطلاح معتزله رزق نيست چون مالك علف ميتواند آن را از چهار پا منع كند اما در لغت شايد رزق بر آن اطلاق كنند و رزق ملك نباشد چون غذائى كه در ضيافت مىخورند پس از خوردن رزق است و منع او نميتوان كرد. و همه جهان ملك خدا است و رزق او نيست و نيز فرزند و علم و ساير نعم رزق است و ملك نيست.
رزق از طرف خدا است زيرا كه هر چه مخلوق است از او است و هر ممكن بسبب وجود او موجود شده است و هر عملى كه انسان براى تحصيل آن بكند نيز باراده حق و مشيت او است.
و السّعى في تحصيله قد يجب و يستحبّ و يباح و يحرم.
كوشش در تحصيل روزى در شرع گاه واجب است و گاه مستحب و گاه مباح و گاهى حرام اما مكروه تعقل نميشود و جمهور خردمندان جهان بر اين رفتهاند كه كسب جائز است و حرام نيست اما بعضى صوفيه آن را حرام ميدانند بدو علت يكى آنكه اموال اين جهان همه آميخته از حرام و حلال است چنانكه تميز آن ممكن نيست و حرام آن اندازه كم نيست كه قابل اعتنا نباشد براى آنكه ظالم و فاسق كه از حرام پرهيز ندارند بسيارند و علت ديگر آنكه در كسب اعانت ظالم است كه گمرك و خراج مىگيرد و اعانت ظالم حرام است و علامه فرمود اين قول صحيح نيست زيرا كه كسب كردن براى دفع ضرر است و دفع ضرر واجب و در قرآن است «وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» و آيات در طلب روزى بسيار است و نيز گوئيم مال آميخته بحرام را خداوند براى كسى كه نميداند حلال فرموده براى دفع ضرورت و مشقت، و مساعدت ظالم بىقصد حرام نيست و آن كسى كه بكسب معاونت ظالم كند بقصد معاونت او كسب نكرده است بلكه قصد ديگر داشت.
اگر گوئى در معاونت ظالم قصد شرط نيست زيرا كه معاونت حرام است با قصد و بىقصد چنانكه ظالمى تازيانه خواهد براى زدن مظلومى يا شمشير خواهد براى كشتن بىگناهى