شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٣١ - جبر و اختيار
و الحدوث اعتباريّ.
اشاعره گفتند انسان فاعل افعال نيست زيرا كه خودش فعل ديگرى است و علت آنكه او فعل ديگرى است و او را ديگرى آفريده آن است كه حادث بوده و چيزى كه بعلت حدوث مفعول است چگونه فاعل حدوث باشد. بايد علت چيزى باشد كه آن چيز سبب معلوليت خود او نبوده مثلا آب در گرم شدن محتاج بآتش است نميشود علت گرمى آتش باشد.
و جواب آن است كه علت حدوث چيزى نميشويم چون حدوث اعتبارى است بلكه علت ماهيت افعال خود ميشويم.
اين مسأله هم نيز از آن مسائل است كه قابل نقل و بحث نيست.
و امتناع الجسم لغيره
گفتند اگر ما فاعل بوديم ميتوانستيم اجسام هم ايجاد كنيم و اين سخن نيز از اباطيل است زيرا كه هر كس قدرت بر كارى دارد لازم نيست بر همه كار قدرت داشته باشد.
و تعذّر المماثلة في بعض الأفعال لتعذّر الإحاطة.
اين بحث نيز از همانها است كه قابل نقل و بحث نيست اگر متعرض نشوند و جواب نگويند بعضى پندارند بسيارى از مطلب صحيح و براهين قاطعه اشاعره را عمدا پنهان كردند. بارى گفتند اگر انسان فاعل كارهاى خود بود بار دوم هم ميتوانست عملى مانند بار اول بانجام رساند مثلا خطى بنويسد از همه جهت مانند خط اول و هكذا جواب آن است كه مقدار جزئيات افعال خود را در دفعه اول نتوانستيم ضبط كنيم يا در ضمن حركت اختيارى گاهى لغزش غير اختيارى حاصل ميشود.
و لا نسبة في الخيريّة بين فعلنا و فعل اللّه تعالى
جواب شبههايست و شارح علامه فرمود يكى از مجوسان بر ضرار بن عمرو