شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٠٧ - در مسموعات
در مسموعات
و منها المسموعات و هي الأصوات الحاصلة من التّموّج المعلول للقرع و القلع.
مسأله هفتم مسموعات. آواز و صداهائى است كه از تموج هوا حاصل ميشود و تموج بعلت كوبيدن جسمى است بر ديگرى يا كنده شدن و شكافتن پارههاى جسمى از يكديگر. و علت آن است كه بر هم خوردن يا جدا شدن جسمى از جسمى در هوا تموج پديد مىآورد و آن تموج در اطراف صدا پراكنده ميشوند و چون موج بگوش رسيد آن را ادراك ميكند و بعضى گويند صوت همان تموج است و آن صحيح نيست زيرا كه صوت معلول تموج است و بعضى گويند همان كنده شدن و بر هم خوردن دو جسم است و آن هم صحيح نيست زيرا كه اينها علت صوتند نه اصل صوت.
بشرط المقاومة.
آواز وقتى از برخوردن دو جسم برمىخيزد كه دو جسم با يكديگر مقاومت كنند مثلا چوب را اگر بقوت بر آب زنى از آن آوازى برآيد اما اگر آهسته روى آب گذارى بانگى برنخيزد و شرط آواز سختى دو جسم نيست.
في الخارج.
گروهى گويند بانگ و آواز در خارج نيست بلكه در گوش شنونده ايجاد ميشود و مصنف گويد در خارج از حواس ادراككننده هم موجود است و اگر مقصود آن باشد كه بىوجود شنونده در هوا غوغا و هياهو و بانگ و آواز هست بهمان كيفيت كه در گوش ما است ميتوان گفت قول آن گروه صحيح است كه صوت را موجود نمىدانند اما اگر مقصود آن باشد كه جز قرع و قلع و تموج چيزى در خارج نيست و كار گوش كار قوه لامسه است كه فشار موج هوا را مىپذيرد و تأثر وى از اين فشار صوت زير يا بم و آهنگ