شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٣٢ - حكايت«٢٠» جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى
حرمت نداشتند گرفتار عذاب شدند. (رجوع شود به اعلام قرآن مقاله صالح).
______________________________ (٢٤٥)- دجال: دجال، مسيح كذاب است كه پيش از مسيح و مهدى موعود ظاهر ميشود و مردم را ميفريبد و او بر خرى سوار است. دجال، بمعنى دشمن خدا است. (راجع به دجال رجوع شود به اعلام قرآن مقاله مسيح، قسمت الحاقى).
(٢٤٦)- چهمايه: چهبسيار.
(٢٤٧)- مستوران: پردهنشينان و در اينجا بمعنى پاكان و بيگناهان است.
(٢٤٨)-:
|
با گرسنگى قوّت پرهيز نماند ... |
بيت بر وزن شماره ٦ با قافيه مردف موصول.
يعنى افلاس و نادارى از دست پرهيزكارى مهار را ميگيرد و مانند اسب رميده شخص را بطرف هلاك ميكشاند.
(٢٤٩)- حاتم طائى: از بخشندگان بزرگ عرب است. درباره وى از اين پيش گفتگو شده.
مراد سعدى از اين عبارت «حاتم طائى كه بياباننشين بود اگر شهرى بودى از جوش گدايان بيچاره شدى و جامه بر او پاره كردندى» آن است كه امكان بخشندگى باوجود متوقعان بسيار، حاصل نتواند شد و اگر كسانى ميتوانستهاند بخشش كنند، از باب آن بوده كه گدا چشمى رواج نداشته است.
در نسخه گلستان منسوب به شوريده قسمتى اضافه است با اين عبارت: چنانكه در طيبات آمده:
|
در من منگر تا دگران چشم ندارند |
كز دست گدايان نتوان كرد ثوابى. |
|
بنظر ميرسد اين قسمت را صاحب ذوقى از باب تناسب افزوده باشد. بهرحال طيبات عنوان قسمتى از غزلهاى شيخ اجل سعدى است و بيت مذكور از غزلى است به اين مطلع:
|
اى حسن خط از دفتر اخلاق تو بابى |
شيرينى از اوصاف تو حرفى ز كتابى |
|
(٢٥٠)-
|
هر بيدقى كه براندى بدفع آن بكوشيدمى .. |
در اين جملهها از طرفى صحنه مناظره به عرصه شطرنج و از جانب ديگر به ميدان جنگ تشبيه شده. بيدق و شاه و فرزين از اصطلاحات شطرنج است كه ذيل شرح شطرنج از آن گفتگو شد.
(٢٥١)- نقد كيسه همت: كنايه از حجت و استدلال است.
(٢٥٢)- جعبه: بمعنى تيردان است اما امروزه در معنى صندوقچه استعمال ميشود.
(٢٥٣)-
|
هان تا سپر نيفكنى از حمله فصيح ... |
قطعه بر وزن شماره ١٩
مفاد شعر اين است كه در برابر فصيح نبايد سپر انداخت.
(٢٥٤)- فصيح: مراد از فصيح در اين بيت شخص زبان باز سخنپرداز است زيرا چنين