شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٩ - حكايت«٣٤» يكى از پسران هارون الرشيد پيش پدر آمد خشمآلود
______________________________ (٧١٥)- ديگ: در اينجا با علاقه حال و محل در معنى طعام بكار رفته. پختن ديگ نيكخواهان، مفعول له است.
(٧١٦)- دهن سگ به لقمه دوخته به: تمثيل است.
(٧١٧)- لقمه: عربى است و اسم است از التقام بمعنى در دهان گرفتن. آنچه دهان را پر كند از طعام، لقمه و از آب، جرعه ناميده ميشود.
در بعضى از نسخهها اين بيت اضافه است:
|
ديده تنگ دشمنان خداى |
به سنان اجل سپوخته به |
|
سنان: بكسر اول بمعنى نيزه و سپوختن، در اينجا بمعنى سوراخ كردن است.
حكايت «٣٤» يكى از پسران هارون الرشيد پيش پدر آمد خشمآلود ...
(٧١٨)- هارون الرشيد: پنجمين خليفه عباسى است كه از ١٧٠ تا ١٩٢ هجرى خلافت كرده و در طوس درگذشته است و قبر وى در حرم حضرت رضا ٧ است. از جمله پسران هارون الرشيد، يكى محمد امين فرزند زبيده و ديگرى عبد اللّه مأمون از سلاله ايرانى است.
(٧١٩)- نهچندانكه انتقام از حد گذرد كه آنگاه ظلم از طرف تو باشد: اشاره است به آيه ١٦٠ از سوره انعام: مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ترجمه: كسى كه مرتكب بدى شود نبايد جز مانند آنچه كرده كيفر يابد. و همچنين اشاره است به آيه ٤١ از سوره شورى: «وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها»
(٧٢٠)- انتقام: مصدر باب افتعال، بمعنى كينهخواهى. همه شرايع و قوانين و دستورهاى اخلاقى براى آن است كه كينهخواهى از ميان برخيزد و فيصل دادن كارها با سازمانهاى اجتماعى باشد.
(٧٢١)- آنگاه ظلم از طرف تو باشد و دعوى از طرف خصم: اشاره است به مثل معروف: واحدة بواحدة و البادئ اظلم ترجمه: يك بدى در برابر يك بدى ممكن است قرار گيرد و آغازكننده، ستمگارتر است.
(٧٢٢)-
|
نه مرد است آن بنزديك خردمند ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول.
(٧٢٣)- خردمند: بكسر اول، فارسى است مركب از «خرد» و «مند» ادات اتصاف.
خرد در پهلوىtarhK در اوستايىutarhK و در سانسكريتutarK است، بمعنى عقل.
عنوان خرد، هم بر عقل انسانى اطلاق ميشود و هم، ناصر خسرو و ساير حكماء، آنرا بر عقلهاى دهگانه كه جوهرهاى مجرد هستند اطلاق كردهاند.