شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٠٩ - حكايت«٤١» اسكندر رومى را پرسيدند
______________________________ (٧٩٥)- نيمخورد او هم او را شايد: يعنى كنيز كه وى از او متمتع گرديده تنها شايسته خود او است.
(٧٩٦)-
|
هرگز او را به دوستى مپسند ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف موصول.
(٧٩٧)-
|
دست سلطان دگر كجا بيند، ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد.
(٧٩٨)- سرگين: بفتح با كسر اول، فضلات حيوانات اهلى.
(٧٩٩)- ترنج: نوعى نارنج است. پادشاهان قديم با ترنجى كه از زر ساخته ميشد بازى ميكردند و آنرا از اين دست به آن دست مىانداختند.
(٨٠٠)- سكنج: بمعنى گنديده يا شخص گنديدهدهان است.
مراد اين است كه ترنجى كه در سرگين افتد درخور دست پادشاه نيست چنانكه از كوزه آب زلال هرگاه دهان گنديدهاى آب نوشد ديگر كسى را هرچند تشنه باشد بدان رغبتى نيست.
حكايت «٤١» اسكندر رومى را پرسيدند ...
(٨٠١)- اسكندر: مخفف و مقلوب الكساندر. در زبان يونانى معنى الكساندرس، حامى انسان است. در عربى سين و كاف را قلب مكانى كردهاند و همزهاى درافزودند و «الاسكندر» گفتند.
آنگاه در فارسى، بگمان آنكه ال، حرف تعريف عربى باشد از نام حذف شده و بصورت اسكندر يا سكندر درآمده است. فيليپ پدر اسكندر. و اجدادش از خاندان كارنين بودهاند و خداى قبيله آنان، پاسبان گوسفندان بوده و شايد بدين مناسبت، ذو القرنين ناميده شده يا آنكه چون مغرب و مشرق را فتح كرده مجسمه او را با دو شاخ ساختهاند و تأويل دو شاخ براى مجسمه پادشاهان بزرگ از ديرزمانى معمول بوده است. گويا تطبيق ذو القرنين كه در قرآن مجيد از آن ياد شده با اسكندر بوسيله ابن سينا و حكماى مشاء اسلامى صورت گرفته باشد. ايشان چون به ارسطو ارادت ميورزيدند و ارسطو معلم اسكندر بوده و در پيش وى مقامى ارجمند داشته است از آنروى ايشان اسكندر را همان ذو القرنين قرآنى پنداشتهاند.
چون برخى، اسكندر مقدونى را شايسته مقام نبوت ندانستهاند به دو اسكندر قائل شدند و اسكندر مقدونى را، اسكندر رومى خواندهاند زيرا در افسانهها و داستانها، يونان و روم با هم تخليط شده است. خلاصه آنكه مراد از اسكندر رومى در اينجا، اسكندر مقدونى است كه داريوش سوم را مغلوب ساخت و از ٣٣٢ تا ٣٢٠ پيش از ميلاد، سلطنت كرد و در بابل درگذشت.
ادباء، بعضى از سخنان حكيمانه را به برخى از شاهان نسبت دادهاند كه اسكندر و اردشير و شاپور و بهرام گور و خسرو انوشيروان و خسرو پرويز از جمله آنانند. ضمنا بايد دانست كه ذو القرنين