شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٨٨ - حكايت«٢٩» ابو هريره رضى الله عنه هرروز خدمت مصطفى
خاطر خود را در رنج او جستجو كنم.
حكايت «٢٩» ابو هريره رضى الله عنه هرروز خدمت مصطفى ٦ آمدى ...
______________________________ (٣٦٠)- ابو هريره: صحابى پيغمبر است. در سال هفتم هجرت اسلام آورد و در سال پنجاه و هفتم يا پنجاه و نهم هجرى درگذشت. به كثرت روايت معروف است و نسبت به موثق بودن و موثق نبودن روايات او علماى رجال اختلافنظر دارند. نام او را سى و نه گونه و نام پدرش را چهل و چهار گونه ذكر كردهاند. گويند چون در آغاز جوانى كه به چوپانى روزگار ميگذاشته، گربهاى داشته كه با آن بازى ميكرده از اينروى مكنى به ابو هريره شده و بعضى گفتهاند كه بمناسبت گربهاى كه در آستين پنهان داشت او را پيغمبر اكرم ابا هريره خطاب فرموده و همچنين گفتهاند كه پيغمبر اكرم، اسم جاهليت او را به عبد الرحمن مبدل ساخته است. از طرف عمر، عامل بحرين شد و در وقعه عثمان بيارى عثمان برخاست. مروان او را در مدينه جانشين خود ساخت و بدربار معاويه، زياد رفت و آمد ميكرد و گويند وى گفته است كه سفره معاويه آراستهتر و چربتر است اما فضيلت نماز در پشت سر على بيشتر!
(٣٦١)- مصطفى: لقب پيغمبر اكرم است و اسم مفعول است از باب افتعال.
(٣٦٢)- زرنى غبّا تزدد حبّا: يعنى يكروز در ميان مرا ديدار كن تا دوستى بيفزايى. در اصل حديث فقط «زر» مضبوط است. «زر» فعل امر از «زار، يزور» و مصدرش زيارة است.
(٣٦٣)- غبّ: بمعنى عاقبت و بعد است. ميگويند و «حمّى غبّ» يعنى تب نوبه (تب يكروز در ميان). بتدريج غب، بعنوان ظرف زمان كه مفيد معنى يكروز در ميان باشد در موردهاى ديگر بكار رفته است.
(٣٦٤)- تزدد: فعل مضارع مجزوم، مفرد مخاطب مذكر از باب افتعال. مصدر آن ازدياد است. تاء باب افتعال برحسب قاعده عمومى بمناسبت حرف «زاء» بدل به «دال» شده است. در جامع الصغير سيوطى اين حديث از چند كتاب نقل شده و روايت به ابو هريره اختصاص ندارد بلكه از ابى ذر و ديگران هم روايت شده است. اما ميدانى در «مجمع الامثال» اين عبارت را جزء امثال آورده و معاذ بن اصرم را نخستين گوينده آن ميداند. حديث ديگرى به اين مضمون مروى است: «الزّيارة لحصة» يعنى: ديدار يكبار نيكو است.
(٣٦٥)- بدين خوبى كه آفتاب است نشنيدهايم كه كسى او را دوست گرفته است: اين مضمون در ادب عرب سابقه دارد. رئيس قبيله بنى رياح، افراد قبيله را مخاطب ميسازد و ميگويد: از هرچيز هنرى بياموزيد هرچند كوچك و بىاهميت باشد زيرا من از شير، دليرى و از خر، بردبارى و از كلاغ، دورانديشى فراگرفتهام. جانوران