شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤١٥ - حكايت«٤٧» ديدم گل تازه چند دسته
نيز گويند.
______________________________ (٥٨٩)-
|
اى درونت برهنه از تقوى ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه موصول مردف.
(٥٩٠)- رياء: در اصل رئاء بمعنى خودنمايى است. «رئاء الناس» در قرآن مجيد آمده است و بموجب آيه كريمه، مؤمنان با منتگذارى و آزار نبايد صدقات خود را باطل كنند چنانكه انفاق مال براى ريا و مردمفريبى كه با ايمان به خدا و روز رستاخيز همراه نيست عبث و بيهوده است.
(٥٩١)- هفترنگ: در اينجا بمعنى منقش و نقشدار است. قدما هفترنگ را به هفت سياره به اين ترتيب نسبت ميدادند: رنگ سياه به زحل. رنگ خاكى به مشترى. رنگ سرخ به مريخ، رنگ زرد به آفتاب. رنگ سفيد به زهره. رنگ كبود به عطارد. رنگ زنگارى به قمر.
امروزه ثابت شده است كه نور سفيد يا طيف شمسى مركب از هفت رنگ بنفش و نيلى و آبى و سبز و زرد و نارنجى و قرمز است. حكماى قديم اصول رنگها را چهار رنگ ميدانستند.
مفاد قطعه اين است: اى كسى كه درونت از پرهيز و تقوى خالى است و ظاهرت به ريا آراسته، حال تو بمانند كسى است كه فرش خانهاش بوريا باشد و پرده منقش بر در و ديوار بياويزد همچنانكه اين عمل مايه استهزاء است حالت تو نيز خندهآور خواهد شد.
حكايت «٤٧» [
|
ديدم گل تازه چند دسته ... |
]
(٥٩٢)-
|
ديدم گل تازه چند دسته ... |
مثنوى بر وزن شماره ٧
(٥٩٣)-
|
صحبت نكند كرم فراموش: |
يعنى اخلاق كريمانه، حق صحبت و همنشينى را فراموش نميكند و از ياد نميبرد. در اين مصراع، كرم، مسند اليه و صحبت، مفعول است.
سعدى عليه الرحمه مقدمهاى تهيه كرده تا بگويد: همچنانكه گياه چون از بوستان است و همنشين گل تواند شد، سعدى، نيز بندهاى از بندگان خدا است و چون پرورده لطف پروردگار است، بايد به لطف او اميدوار باشد. اين سخن سعدى، گفته خواجه عبد اللّه انصارى را بياد مىآورد: «كاسنى اگر تلخ است از بوستان است و عبد اللّه اگر عاصى است از دوستان است».
(٥٩٤)- چون هيچ وسيلتش نماند: يعنى چون هيچ وسيلهاى براى بنده باقى نماند خداى چاره كار او ميداند و او را دست ميگيرد و به او راه مينمايد. اشاره است به حديث نبوى: «اللّه و رسوله مولى من لا مولى له» و همچنين ناظر است به آيه ٦٢ از سوره نمل:
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. ترجمه: خدا درمانده را هنگاميكه او را بخواند اجابت ميكند و بدى را مرتفع ميسازد.