شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٥ - قسمت هشتم - وظيفه ما در برابر عرفان اسلامى يا آيين جهانى
ابو الفضل ميبدى متوفى در سال ٥٣٠ و تفسير منظوم صفى عليشاه متوفى به سال ١٣١٦ ق است دو تفسير اول به عربى و تفسير ميبدى به فارسى نگارش يافته است. طرائق الحقائق كتابى است مبسوط كه در قرن اخير بقلم نايب الصدر متوفى در سال ١٢٤٤ نگارش يافته و مشتمل بر سه بخش است. در بخش اول مسائل عرفانى مطرح است و در بخش دوم شرححال مشايخ طبقات مختلف اهل تصوف درج يافته و بخش سوم مخصوص بشرححال بزرگان سلسله نعمت اللهى است كه نايب الصدر خود يكى از آنها است.
عرفا در تفسير قرآن و بيان مطالب عرفانى خويش به بعضى احاديث استناد ميجويند لكن فقها بسيارى از اخبار منقول آنانرا مجعول شناخته و بنام احاديث موضوع جمعآورى كردهاند.
كتاب مجموعه فتاوى ابن تيميه متوفى به سال ٦٨٤ مشتمل بر رد برخى از اين احاديث است و كتاب «اللئالى المصنوعة فى الاحاديث الموضوعه» تأليف جلال الدين سيوطى متوفى در سال ٩١٠ يا ٩١١ از جمله آنها است و ابو الفرج معروف به ابن الجوزى متوفى در سال ٥٩٧ كتابى دارد بنام تلبيس ابليس. وى در آن كتاب بر بيشتر آراء صوفيانه غزالى تاخته و اعتراضاتى وارد آورده است.
قسمت هفتم- انعكاس تصوف در ادبيات فارسى:
تصوف و عرفان در ادبيات تمام ملل منعكس گرديده است چنانكه آثار تصوف را در اشعار و قطعات گوته آلمانى و پيروان او مييابيم. در ادبيات فارسى تصوف ريشه محكمى دارد. خواجه عبد اللّه انصارى و ابو الحسن جلابى و شيخ اجل سعدى شيرازى اصطلاحات و آثار صوفيانه را در نثر پارسى وارد كردهاند.
ابو سعيد ابو الخير و سنائى غزنوى و شيخ عطار و مولانا جلال الدين بلخى رومى و خواجه شمس الدين حافظ شيرازى و عبد الرحمن جامى و شيخ محمود شبسترى از شعراى متصوفهاند.
بعلاوه در آثار اكثر شعراى ايران از دوره سلجوقيان ببعد اصطلاحات عرفانى ديده ميشود اما حقا بايد اذعان كرد كه گلستان و بوستان و ساير آثار افصح المتكلمين سعدى شيراز را در اين آسمان پرتو و نورى جداگانه است و شيوه ويژه شيخ كه در گفتار جداگانه مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد بر همه شيوهها رجحان دارد و بيشتر نكات و لطائف شيخ، خلال شرح گلستان از نظر خوانندگان گرامى خواهد گذشت.
قسمت هشتم- وظيفه ما در برابر عرفان اسلامى يا آيين جهانى:
مسلك عرفان در همه اديان خودنمايى كرده و چنانكه گفتيم برخى از آيينها از قبيل كيش بودايى صرفا مبتنى بر اصول عرفانى است و بطور كلى افكار مذهبى وقتيكه در افق وسيعترى جلوهگر شود و بخواهد جهانى باشد و عالم انسانيت را فراگيرد به اصول عرفان نزديك ميشود و گاهى چنان با آن مىآميزد كه ميان دو نوع انديشه وحدت كامل برقرار ميگردد.