شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٥١ - حكايت«٥» تنى چند روندگان، متفق سياحت بودند
مردن در راه دوستى: بمعنى جانبازى و فداكارى كردن است و مجازا شدت عشق را ميرساند.
______________________________ (٣٠)-
|
در برابر چو گوسفند سليم ... |
فرد بر وزن شماره ١
(٣١)- سليم: صفت مشبهه عربى بمعنى آشتىجو و اهل تسليم و داراى سلامت نفس.
(در عربى سليم بمعنى مارگزيده هم آمده است و اين معنى در فارسى معمول نيست).
(٣٢)- مردمخوار: يعنى خورنده آدمى.
در تركيبات، بجاى خورنده «خوار» بكار رفته است مانند گياهخوار، خونخوار.
الف مردمخوار و مانند آن، بازمانده ريشه پهلوىnatravK است.
(٣٣)-
|
هركه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد ... |
بيت بر وزن شماره ١٥ با قافيه مقيد.
حكايت «٥» تنى چند روندگان، متفق سياحت بودند ...
روندگان: اهل سلوك.
(٣٤)- سياحت: جهانگردى. يكى از كارهاى درويشان، سير و سياحت است و غالبا اين سياحتها دستهجمعى انجام ميشده است.
(٣٥)- روى از صحبت مسكينان تافتن و بركت دريغ داشتن: مسند اليه است براى «بديع». در بعضى از نسخهها چنين ذكر شده: «از مكارم اخلاق درويشان غريب و بعيد است».
(٣٦)- شاطر: چابك و زرنگ. (ر ك: تعليق بر ديباچه).
يارشاطر با بارخاطر، جناس تصحيف و موازنه است.
(٣٧)-
|
ان لم اك راكب المواشى ... |
وزن شماره ٢٢
ترجمه: اگر سوار بر ستوران نباشم براى شما بعنوان غاشيهكش خدمت و كوشش خواهم كرد.
(٣٨)- لم اكن: فعل جهد، متكلم وحده از «كان يكون» يعنى نبودهام (نباشم). در بعضى نسخهها بجاى «لم اكن»، «لم اك» با حذف نون آمده و بجاى «لكم»، «لك» ضبط شده است.
با اين قرائت، بيت به بحر هزج اخرب مقبوض محذوف بر وزن مفعول مفاعلن فعولن خواهد بود. ميتوان از مضارع مجزوم «كان»، حرف نون را حذف كرد مشروط بر آنكه متصل به ضمير نباشد و به كلمه بعدى هم وصل نشود. يا بعبارت ديگر، كلمه بعد از آن با همزه وصل آغاز نگردد بنابراين