شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٤٩ - حكايت«١٧» سالى محمد خوارزمشاه رحمه الله، باختا براى مصلحتى صلح اختيار كرد
______________________________ (١٩٠)-
|
طبع ترا تا هوس نحو شد ... |
مثنوى بر وزن شماره ١١.
(١٩١)- مصمم: بكسر ميم دوم صحيح است و اسم فاعل است از تصميم. معنى اصلى تصميم، كر كردن است و كسى كه تصميم ميگيرد گويى كر ميشود و گفته ديگرى را نميشنود تا در او اثر كند و ازاينروى از قصد خود عدول نميكند ولى در اينجا چون مسند براى عزم است. تلفظ آن بصورت اسم مفعول با فتح ميم روا است.
(١٩٢)- با وجودت ز من آواز نيايد كه منم.
مصراع بر وزن شماره ١٥.
(١٩٣)- مستفيد: اسم فاعل از استفاده بمعنى بهرهمند.
(١٩٤)-
|
بزرگى ديدم اندر كوهسارى ... |
مثنوى بر وزن شماره ٧.
(١٩٥)-
|
كه بارى بندى از دل برگشايى: |
يعنى بنحوى بندى از دلها بگشايى و مشكلى را آسان كنى.
(١٩٦)-
|
چو گل بسيار شد پيلان بلغزند: |
يعنى فيلان در گل و وحل زياد پايشان خواهد لغزيد. مراد اين است كه تحمل حدى دارد و چون از آن حد فراتر شود بسا است كه لغزش پيش آيد.
نظير: «من مشى على وجه الارض عثر». ترجمه: كسى كه روى زمين با شتاب راه رود ميلغزد.
(از ربيع الابرار زمخشرى).
(١٩٧)-
|
بوسه دادن بروى يار چه سود .... |
مثنوى بر وزن شماره ١.
(١٩٨)-
|
سيب گويى وداع ياران كرد .... |
مراد اين است كه كسى كه وداع يار ميكند بواسطه بوسههايى كه ميدهد و ميگيرد شادان و سرخرو است و بواسطه وداع و بدرود از يار زردروى و غمگين است و گويى سيب به اين حالت دچار شده است. از اين مضمون ميرزا نعيم اصفهانى بنحو ديگرى استفاده كرده و گفته است:
|
بر زبر شاخ بين سيبك سيمينذقن |
نيمرخ سرخ دوست، نيمرخ زرد من |
|
|
عاشق و معشوق بين خفته بيك پيرهن .... |
(١٩٩)-
|
ان لم امت يوم الوداع تأسّفا |
وزن شماره ٢٩ با قافيه موصول.
ترجمه: اگر در روز بدرود از غصه و اندوه نميرم مرا در دوستى صاحب انصاف مپنداريد.