شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤٦٢ - حكايت«١٦» اعرابى را ديدم در حلقه جوهريان بصره حكايت همىكرد
______________________________ (١٢٣)-
|
سفله چو جاه آمد و سيم و زرش ... |
قطعه بر وزن شماره ١١ با قافيه موصول.
(١٢٤)- فلاطون: مخفف افلاطون حكيم يونانى از ٤٢٩ تا ٣٤٧ قبل از ميلاد زندگى ميكرد. اسم اصلى او «ارسطيبولس» بوده و بواسطه چهار شانه بودن به افلاطون ملقب شده. شاگرد سقراط است و كتابهاى متعدد نوشته كه معروفترين آنها كتاب جمهوريت و كتاب قانون و كتب فدون و فدر و ضيافت است. وى از حكماى ايدهآليست است و موجودات اين جهان را مجازى ميداند.
معتقد است: حقايق موجودات كه مثل (جمع مثال) ناميده ميشوند در جهان ديگرى است.
افلاطون و همچنين فيلوطين مؤسس مدرسه افلاطونيان جديد براى عشق پاك اهميت بسيارى قايلند از اينرو عشق افلاطونى در ادبيات شرق و غرب معروف شده است.
(١٢٥)- مور همان به كه نباشد پرش: در نظر سعدى اين عبارت منسوب به افلاطون است.
در بعضى نسخهها بجاى فلاطون «حكيمى» ضبط شده است. نظير اين مفاد در مجمع الامثال ميدانى چنين آمده: اذا اراد اللّه اهلاك النّملة انبت لها جناحين
ترجمه: چون خدا بخواهد مورى را هلاك كند برايش دو بال ميروياند.
(١٢٦)- پدر را عسل بسيار است ...: يعنى پدر ممكن است عسل فراوان داشته باشد اما نبايد به فرزند خود كه به حرارت طبع مبتلى است از آن عسل بخوراند.
(١٢٧)-
|
آنكس كه توانگرت نميگرداند ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مردف موصول.
مراد شعر اين است كه خداوند، مصلحت هركس را بهتر ميداند و هرچه مصلحت باشد خواه توانگرى و خواه فقر به بنده خود عطا ميفرمايد.
حكايت «١٦» اعرابى را ديدم در حلقه جوهريان بصره حكايت همىكرد ...
(١٢٨)- جوهريان: گوهرفروشان. جوهر، معرّب گوهر است.
(١٢٩)- مرواريد: ريشه پهلوى آن: مرواريت. اصل يونانى آن: مارگاريتس.
مادهاى است مركب از آب و مواد آلى و كربنات كلسيم كه در درون برخى از حيوانات صدفى تشكيل ميشود و براى زينت بكار ميرود و ارزنده و قيمتى است. صيد مرواريد، در اقيانوس هند و خليج فارس رايج است و مرواريدهاى خليج فارس ظريفتر و ارزندهتر است. گل مارگريت هم بايد گل مرواريد ترجمه شود.
(١٣٠)- گندم بريان: گندم برشته.